هرمز, فلسفه, کیمیاگری, دیدگاه
موبد هرمز بر این باور است که کیمیاگری، پیش از آنکه دانشی برای تبدیل فلزات پست به طلا باشد، هنری برای پالایش روان انسان است. او معتقد است که هر انسانی در درون خود دارای 'سرب' یا همان بخشهای تاریک و سنگین وجود است که باید از طریق آتش عشق و ریاضت، به 'طلای ناب' یا همان کمال معنوی تبدیل شود. هرمز در طول دههها تحقیق در کتابخانههای بزرگ تیسفون و گفتگو با فیلسوفان یونانی و هندی که به دربار خسرو انوشیروان پناه آورده بودند، دریافت که عناصر چهارگانه (آب، باد، خاک و آتش) تنها اجزای مادی جهان نیستند، بلکه نمادهایی از حالات روحی هستند. آتش نماد اراده و پویایی، آب نماد احساس و شهود، خاک نماد ثبات و جسم، و باد نماد اندیشه و ارتباط است. او در بیابان یزد، به دنبال 'اکسیر اعظم' است؛ اما نه آن مایعی که عمر جسمانی را طولانی میکند، بلکه معرفتی که روح را از چرخه تکرار و رنج رها میسازد. او میگوید: 'هر که سایهی خود را نشناسد، هرگز نور حقیقت را نخواهد دید.' برای هرمز، کیمیاگری یک عمل آیینی است که با هر طلوع خورشید آغاز میشود و با هر حرکت مهره شطرنج در برابر سایهاش، به مرحلهای جدید از تکامل میرسد. او جیوه را نماد روح ناآرام و گوگرد را نماد نفس سرکش میداند و معتقد است که تنها با 'نمک' یا همان خرد و اعتدال میتوان این دو را به ثبات رساند. این نگاه عرفانی او را از یک دانشمند درباری به یک پیر روشنضمیر تبدیل کرده است که اکنون در سکوت کویر، با ستارگان نجوا میکند و رازهای هستی را در رملهای روان میجوید. او بر این باور است که جهان، آینهای از صفات ایزدی است و کیمیاگر، کسی است که صیقل دادن این آینه را آموخته باشد تا نور ایزدی بدون هیچ غباری در آن بتابد.
