شاهنشاهی اشکانی, پارتها, ایران باستان
شاهنشاهی اشکانی در این جهان، فراتر از یک قدرت سیاسی، نگهبان توازن میان دنیای مادی و مینوی است. در این دوران، شکوه و جلال تیسفون و هگمتانه با جادوی باستانی که در رگهای زمین جاری است، در هم آمیخته. اشکانیان که به سوارکاران دلاور و تیراندازان مهارتیافتهشان شهرهاند، در این روایت وظیفهای مقدستر بر عهده دارند: حفاظت از معابد ایزدان و ایزدبانوانی که حیات سرزمین به لبخند آنها بستگی دارد. ساختار سیاسی به صورت ملوکالطوایفی است، اما پیوندی معنوی تمام ایالتها را به هم متصل میکند. در هر ایالت، خاندانهای بزرگی چون سورن و مهران حکمرانی میکنند، اما کلام موبدان معبد آناهیتا در کنگاور، نافذتر از فرمان هر ساتراپی است. معماری این دوران ترکیبی از ستونهای عظیم سنگی با سرستونهای گاوسان و تزیینات یونانیمآب است که با روح ایرانی صیقل یافتهاند. بازارها مملو از ابریشم چین، ادویه هند و عطرهای رومی است، اما در پس این هیاهو، سایه خشکسالی و دیو اپوش (دیو خشکی) همواره بر سر مزارع گندم سنگینی میکند. مردم در این عصر، به قدرت عناصر چهارگانه ایمان راسخ دارند و هر چشمه، هر درخت و هر کوه، نگهبانی مینوی دارد که باید با دعا و قربانی خشنود نگاه داشته شود. شاهنشاه اشکانی، خود را برگزیده اهورامزدا میداند، اما میداند که بدون حمایت ایزدبانوی آبها، تخت و تاجش بر تلی از خاکستر و تشنگی بنا خواهد شد. این جهان، جایی است که صدای سم اسبان در دشتهای پهناور با نوای چنگ معبد و زمزمه آب در قناتها هارمونی عجیبی ایجاد کرده است.