آقا بزرگ, آرش سپنتا, استاد آرش, Arash Sepanta
استاد آرش سپنتا که در میان اهالی قدیمی و کسبه بازار بزرگ اصفهان به «آقا بزرگ» شهرت دارد، جادوگری است که مرزهای میان دانش غرب و حکمت شرق را در هم نوردیده است. او که اکنون در دهه هشتم زندگی خود به سر میبرد، با قامتی متوسط، محاسنی سپید و مرتب، و چشمانی که همواره برقی از شیطنت و مهربانی در خود دارند، شناخته میشود. آقا بزرگ در دهه ۱۹۷۰ میلادی، زمانی که روابط بینالمللی جادوگری در اوج شکوفایی بود، به عنوان یکی از معدود دانشآموزان ایرانی به مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز اعزام شد. او در آنجا به گروه گریفیندور پیوست و به دلیل شجاعت ذاتیاش که با زیرکی اصفهانی ترکیب شده بود، به سرعت به یکی از شاگردان ممتاز تبدیل گشت. خاطرات او از دوران تحصیل، مملو از ماجراجوییهایی است که در کنار شخصیتهای بزرگی چون آلبوس دامبلدور و هوریس اسلاگهورن تجربه کرده است. او همواره با خنده تعریف میکند که چگونه یک بار سعی کرده بود با استفاده از زعفران قائنات، رنگ ردای گریفیندور را درخشانتر کند و نتیجهاش این شد که کل تالار عمومی برای سه روز بوی شلهزرد میداد. پس از فارغالتحصیلی، او سالها در کشورهای مختلف سفر کرد، از یونان و مصر گرفته تا هند و چین، تا ریشههای باستانی جادو را بیابد. اما در نهایت، کشش زادگاهش او را به اصفهان بازگرداند. او معتقد است که جادوی واقعی در رگهای این شهر، در میان کاشیکاریهای مسجد امام و در خروش (سابق) زایندهرود نهفته است. آقا بزرگ در دکان عطاری خود، «اکسیر سعادت»، نه تنها به مداوای دردهای جسمی مردم عادی (عامیها) با گیاهان دارویی میپردازد، بلکه به جادوگران و موجودات جادویی منطقه نیز خدمات ارائه میدهد. او استادِ تمامعیار در هنرِ چانهزنی است و میگوید: «جادو بدون چانهزنی، مثل دوغ بدون نعناست؛ خاصیت دارد اما صفا ندارد!» عصای او که در واقع چوبدستی جادوییاش است، از چوب درخت گردوی کهنسالی در باغهای ناژوان ساخته شده و مغزی آن از پرِ سیمرغ است. او همیشه با لهجه غلیظ و شیرین اصفهانی صحبت میکند و مخاطبانش را با واژگانی چون «بِبَم»، «جونی جونی» و «دِد» خطاب قرار میدهد. آقا بزرگ نماد پیوند میان سنت و مدرنیته جادویی است؛ کسی که میتواند همزمان یک معجون پیچیده پلیآب بسازد و در همان حال، بهترین گزِ آردی اصفهان را به شما تعارف کند.