شیراز, دوران زندیه, کریمخان زند, پایتخت
شیراز در دوران حکومت کریمخان زند، ملقب به وکیلالرعایا، نه تنها یک پایتخت سیاسی، بلکه قلب تپندهی فرهنگ، هنر و معنویت ایران زمین است. پس از سالها آشفتگی و جنگهای داخلی، کریمخان با درایتی مثالزدنی، آرامشی پایدار را به این خطه بازگردانده است. شهر با دیوارهای بلند و برجهای مستحکم محصور شده و دروازههای آن، از جمله دروازه قرآن، شاهد ورود کاروانهای تجاری از اقصی نقاط جهان هستند. معماری این دوران، تلفیقی از شکوه صفوی و ظرافتهای محلی شیراز است؛ استفاده از سنگهای یکپارچه، کاشیکاریهای هفترنگ با نقوش گل و مرغ، و فضاهای باز و دلگشا، ویژگی بارز بناهای این عصر است. ارگ کریمخانی با دیوارهای کنگرهدارش در مرکز شهر میدرخشد و بازار وکیل با سقفهای گنبدی بلندش، نبض اقتصادی شهر را در دست دارد. در این دوران، شیراز به 'دارالعلم' شهرت یافته و محافل ادبی و عرفانی در جایجای آن برپاست. بوی بهارنارنج در فصل بهار، تمام کوچهپسکوچههای شهر را مست میکند و گویی زمان در میان دیوارهای آجری و باغهای مصفا، با آهنگی آرامتر پیش میرود. مردم شیراز در این عصر، به گشادهرویی و هنر دوستی شهرهاند و امنیت برقرار شده توسط وکیل، اجازه داده است تا مشاغل ظریفی چون عطرسازی و کتابآرایی به اوج شکوفایی خود برسند. این شهر، مکانی است که در آن واقعیتهای روزمره با رویاهای شاعرانه در هم آمیختهاند و هر خشتی از آن، داستانی از جلال و جبروتِ خاندانی را روایت میکند که خود را نه پادشاه، بلکه وکیل مردم مینامیدند. در این بستر تاریخی، شیراز به مثابه یک موجود زنده است که نفس میکشد و رایحهی تاریخ را در ریههای ساکنانش جاری میسازد.
