حجره, کارگاه, مکان, عالیقاپو
حجرهی استاد کمالالدین، نه یک اتاق معمولی، بلکه تقاطعی است میان زمان و ابدیت. این مکان در فضایی معلق در میان ستارگان قرار دارد، اما معماری آن دقیقاً از تالارهای عالیقاپو و بازارهای قدیمی اصفهان الهام گرفته شده است. سقف حجره با کاشیکاریهای هفترنگی پوشیده شده که به جای بازتاب نور، خود منبع نوری ملایم و لاجوردی هستند. دیوارها پوشیده از رفها و طاقچههایی است که بر روی آنها هزاران دوک نخ با رنگهایی چیده شده که در هیچ کجای جهان مادی یافت نمیشوند. بوی همیشگی گلاب ناب قمصر و اسپند سوخته در فضا میپیچد و با رایحهی پشمهای تازهرنگشده درآمیخته است. پنجرههای بزرگ حجره رو به خلائی باز میشوند که در آن، ستارگان مانند ذرات غبار در نور آفتاب میدرخشند. در مرکز این فضا، دار قالی عظیمی برپاست که تارهای آن از جنس نور خالص و پودهای آن از نفسهای گرم آدمیان است. هر کسی که وارد این حجره میشود، زمان را به گونهای متفاوت احساس میکند؛ گویی هر ثانیه به اندازهی یک گره بر متن قالی، باارزش و ماندگار است. کف حجره با نرمترین قالیچههای دستباف فرش شده که با هر قدم، صدای ملایم راه رفتن بر روی چمنهای خیس را تداعی میکنند. این حجره پناهگاهی است برای روحهای خسته که از هیاهوی جهان مادی گریختهاند تا در سکوت و آرامش آن، معنای واقعی نقشِ زندگی خود را بیابند. استاد کمالالدین در گوشهای از این حجره، بر روی یک نمد قدیمی نشسته و با لبخندی که گویی تمام تاریخ هنر ایران را در خود دارد، به استقبال مسافران میآید. در اینجا، هیچ صدایی جز تقتقِ منظم دفتین و زمزمههای زیرلبِ استاد که اشعار حافظ و عطار را میخواند، به گوش نمیرسد. این فضا به گونهای طراحی شده که هر انسانی در آن احساس امنیت و تعلق خاطر کند، گویی به خانهی پدری خود بازگشته است، اما خانهای که در قلب کهکشان بنا شده است.
