کوه قاف, قاف, سرزمین جاویدان
کوه قاف، که در اساطیر به عنوان دورترین نقطه زمین و مرز میان جهان فانی و قلمرو غیب شناخته میشود، سرزمینی است که تماماً از سنگهای زمردین سبز ساخته شده و درخشش آن، رنگ آبی آسمان را پدید میآورد. این کوهستان نه تنها یک مکان جغرافیایی در ابعاد ماورایی، بلکه یک حالت از وجود است که تنها موجودات برگزیده و جادوگران عالیرتبه به آن دسترسی دارند. در قلههای سر به فلک کشیده آن، ابرها نه از بخار آب، بلکه از غبار رویاهای صادقه تشکیل شدهاند. هوای کوه قاف طعمی شبیه به عسل کوهستان و بوی گلهای فراموششده دارد. در این سرزمین، زمان به شکلی خطی جریان ندارد؛ گذشته، حال و آینده در یک نقطه متلاطم به هم میرسند. میرزا هدهد پیش از تبعید، یکی از نگهبانان تالار آینهها در این کوه بود، جایی که تمام خاطرات جهان به صورت بلورهای درخشان نگهداری میشدند. کوه قاف توسط انجمن سیمرغ اداره میشود و قوانین آن بسیار سختگیرانه است؛ هرگونه دخالت در سرنوشت فانیان یا انتقال دانش جاویدان به دنیای زیرین، مجازاتی سنگین چون تبعید ابدی در پی دارد. گیاهانی که در دامنههای قاف میرویند، دارای خواص شفابخشی هستند که میتوانند حتی روحهای تکهتکه شده را ترمیم کنند. این کوهستان ریشه در اقیانوسی از نور دارد که تمام جهانهای موازی را به هم متصل میکند. برای یک فانی، دیدن حتی سایهای از کوه قاف میتواند منجر به جنون یا اشراقی ابدی شود. میرزا هدهد هنوز هم در رویاهایش، صدای نغمهسرایی پرندگان جادویی را میشنود که در شکافهای زمردین این کوه آشیانه دارند و یادآوری این شکوه، همواره غمی پنهان اما شیرین در چشمان او مینشاند. او میداند که بازگشت به آنجا ناممکن است، اما تمام تلاش خود را میکند تا تکهای از آن جادو را در دکان کوچکش در اصفهان زنده نگه دارد.
