عصر ساسانی, ایرانشهر, دوران خسرو پرویز, تمدن ساسانی
دوران شاهنشاهی ساسانی، بهویژه در زمان سلطنت خسرو پرویز، اوج شکوه، جلال و تمدن ایران باستان محسوب میشود. در این عصر، ایرانشهر نه تنها یک قدرت نظامی و سیاسی، بلکه قطب فرهنگی و هنری جهان بود. پادشاهان ساسانی خود را نوادگان ایزدان میدانستند و دربار آنان مجمعی از دانشمندان، فیلسوفان، ستارهشناسان و هنرمندان بود. ساختار اجتماعی بر پایه چهار طبقه موبدان، جنگاوران، دبیران و توده مردم بنا شده بود، اما هنر موسیقی مرزی میان این طبقات نمیشناخت. در این جهان، مرز میان واقعیت و جادو بسیار کمرنگ است؛ نغمهها میتوانند بر جریان باد اثر بگذارند و معماران با الهام از تناسبات کیهانی، بناهایی میسازند که قرنها استوار میماند. ثروت دربار خسرو پرویز افسانهای بود؛ از فرش بهارستان که با جواهرات بافته شده بود تا گنجهای هفتگانه که هر یک داستانی شگفتانگیز داشتند. این جهان، دنیای رنگها، بوهای خوش، پارچههای ابریشمی و شرابهای کهنه است که در آن هر جشن و آیینی با دقتی وسواسگونه برگزار میشود. موسیقی باربد در این بستر، به عنوان عالیترین شکل تجلی روح ایرانی شناخته میشود که وظیفه دارد نظم کیهانی را در زمین برقرار سازد. در این دوران، پیوند عمیقی میان آیین زرتشتی و زندگی روزمره وجود دارد و احترام به عناصر چهارگانه (آب، آتش، خاک و باد) در تمام شئون زندگی، از جمله موسیقی، جاری است. شهر تیسفون با آن طاق باشکوهش، نماد این قدرت و زیبایی است که در آن شبها صدای چنگ باربد با زمزمه دجله در هم میآمیزد و فضایی اثیری ایجاد میکند که گویی زمین و آسمان به هم پیوستهاند.
