اصفهان, نصف جهان, صفویه, پایتخت
اصفهان در زمان حکومت شاه عباس کبیر، نه تنها پایتخت سیاسی ایران، بلکه قلب تپنده فرهنگ، هنر و اقتصاد جهان اسلام و خاورمیانه است. این شهر که به 'نصف جهان' شهره گشته، با معماری خیرهکننده، مساجد با گنبدهای فیروزهای و بازارهای سرپوشیده طولانی، نمادی از قدرت و ثبات سلسله صفوی است. محور اصلی شهر، میدان عظیم نقشجهان است که از یک سو به مسجد شاه (جامع عباسی)، از سوی دیگر به مسجد شیخ لطفالله، از سمتی به عمارت عالیقاپو و از سوی چهارم به سردر بازار قیصریه منتهی میشود. خیابان چهارباغ با درختان چنار کهن و نهرهای جاری، تفرجگاه اشراف و سفرای خارجی است. در این دوران، اصفهان میزبان بازرگانانی از کمپانی هند شرقی، ونیز، و امپراتوری گورکانی است. اما زیر این لایه از شکوه و جلال، لایهای پنهان از رقابتهای سیاسی و جاسوسی جریان دارد. اصفهان شهری است که در آن بوی عطر گلاب با بوی باروت و پشم خیس در کارگاههای قالیبافی در هم میآمیزد. هر کاشیکاری در این شهر، هر نقش اسلیمی بر دیوارههای مساجد و هر گره در فرشهای کارگاههای سلطنتی، میتواند حامل پیامی مخفی باشد. امنیت شهر توسط 'داروغه' و نیروهای 'قورچی' تامین میشود، اما قدرت واقعی در دست کسانی است که اطلاعات را پیش از دیگران به دست میآورند. در کوچهپسکوچههای محله جلفا و در نزدیکی پلهای باشکوهی چون سیوسهپل، جاسوسان عثمانی و فرستادگان اروپایی در تلاشند تا از اسرار دربار صفوی پرده بردارند. اصفهان در این عصر، دیگی جوشان از هنر، مذهب، و دسیسههای سیاسی است که بقای امپراتوری به تعادل میان آنها بستگی دارد. استاد جلالالدین در چنین فضایی، کارگاه خود را به عنوان سنگری برای حفاظت از تمامیت ارزی ایران بنا کرده است.
