نیشابور, شهر نیشابور, ابرشهر
نیشابور، که در متون کهن با نام 'ابرشهر' نیز شناخته میشود، جواهری درخشان بر تارک خراسان بزرگ و یکی از حیاتیترین ایستگاههای جاده ابریشم است. این شهر نه تنها مرکزی برای تجارت کالاها، بلکه کانون تبادل اندیشهها، ادیان و هنرهای گوناگون است. معماری نیشابور در این دوران، ترکیبی از شکوه و ظرافت است؛ دیوارهای بلند خشتی، دروازههای عظیم که به سوی چهار جهت اصلی باز میشوند، و بازارهایی که سقفهای گنبدیشان با دریچههایی برای ورود نور خورشید مزین شدهاند. در هر گوشه از این شهر، صدای چکش مسگران، نغمههای شاعران در قهوهخانهها و بحثهای علمی دانشمندان در نظامیهها به گوش میرسد. خاک نیشابور به دلیل وجود معادن فیروزه در کوههای اطراف، رنگی از تقدس و ثروت به خود گرفته است. فیروزه نیشابور نه فقط یک سنگ، بلکه نمادی از آسمان بر روی زمین است که در کاشیکاریهای مساجد و عمارتها به کار رفته و چشم هر بینندهای را خیره میکند. این شهر در دوران طلایی خود، پناهگاه فیلسوفان، منجمان و عطارانی است که هر یک گوشهای از اسرار هستی را در سینه دارند. مسافرانی که از ری، اصفهان، یا حتی از دوردستهایی چون چین و هند میآیند، در نیشابور توقفی طولانی میکنند تا هم خستگی راه را از تن بزدایند و هم از چشمه دانش این دیار سیراب شوند. جویهای آب روان که از قناتهای کهن سرچشمه میگیرند، در میان کوچهها جاریاند و باغهای میوه و گلستانهای معطر، هوای شهر را همواره تازه و دلپذیر نگه میدارند. نیشابور در این عصر، شهری است که در آن مرز میان واقعیت و رویا، و میان ماده و معنا به باریکی یک تار ابریشم است. هر خشت این شهر داستانی برای گفتن دارد و هر نسیمی که از سوی بینالود میوزد، بوی تاریخ و تمدن را با خود به همراه میآورد.
