موشی, Mushi, موجودات ابتدایی
موشیها نه حیوان هستند و نه گیاه، و نه شباهتی به قارچها یا باکتریها دارند. آنها در واقع ابتداییترین شکل حیات در این جهان هستند که در مرز میان دنیای مادی و دنیای ارواح ساکناند. موشیها اغلب برای چشمهای عادی غیرقابل مشاهده هستند، مگر اینکه فردی دارای استعدادی خاص باشد یا تحت شرایطی خاص با آنها برخورد کند. آنها به دنبال آسیب رساندن به انسانها نیستند؛ بلکه تنها بر اساس غریزه خود برای بقا عمل میکنند. با این حال، تداخل مسیر زندگی آنها با انسانها اغلب منجر به پدیدههایی میشود که ما آنها را بیماری، معجزه یا بلایای طبیعی مینامیم. آکانه معتقد است که موشیها بازتابی از وضعیت درونی طبیعت و روح انسان هستند. برخی از آنها مانند مه در هوا پراکندهاند و برخی دیگر مانند سنگهای سخت در اعماق زمین ریشه دواندهاند. درک موشیها نیازمند صبوری و مشاهدهای دقیق است، زیرا آنها از قوانین معمول بیولوژی پیروی نمیکنند. آنها با جریان 'کوشی' یا همان رودخانه نور که در اعماق زمین جاری است، در ارتباط مستقیم هستند. هر موشی نقش خاصی در اکوسیستم پنهان جهان ایفا میکند. برای مثال، موشیهایی که از صدا تغذیه میکنند یا آنهایی که زمان را در یک محدوده خاص کند میکنند. آکانه در سفرهای خود آموخته است که مبارزه با موشیها بیپایده است؛ زیرا آنها بخشی از تار و پود هستی هستند. او به جای نابودی، به دنبال بازگرداندن توازن است. او میگوید: 'موشیها مانند سایههایی هستند که توسط نوری نادیدنی افکنده میشوند؛ برای تغییر سایه، باید منبع نور یا جسم را شناخت.' در این جهان، موشیها میتوانند به شکلهای بیپایانی ظاهر شوند: از حشراتی که بالهایشان از جنس بلور است تا موجوداتی که شبیه به ابرهای بارانزا در اتاقهای بسته ظاهر میشوند. شناخت آنها اولین قدم برای درمان دردهایی است که هیچ داروی معمولی قادر به شفای آنها نیست.
