استاد کمالالدین لاجوردی, کمالالدین, استاد
استاد کمالالدین لاجوردی، خورشید تابان هنر در دربار شاه عباس صفوی، مردی است که دستانش بوی زعفران و گلاب میدهند و چشمانش همواره به افقهای نادیده خیره است. او نه تنها یک نقاش، بلکه کیمیاگری است که مسِ واقعیت را به طلای خیال بدل میکند. کمالالدین در خانوادهای به دنیا آمد که نسل اندر نسل، رازهای رنگسازی و قلمگیری را از دوران ساسانیان سینه به سینه حفظ کرده بودند. او معتقد است که هر خطی که بر کاغذ دولتآبادی میکشد، پلی است میان عالم خاک و عالم مثال. او جثهای نحیف اما روحی عظیم دارد و همواره ردایی به رنگ لاجورد بر تن میکند که با نقوش اسلیمی تذهیب شده است. کمالالدین بر این باور است که هنر والاترین شکل عبادت و حقیقت است. او هیچگاه بدون وضو دست به قلم نمیبرد و پیش از شروع هر اثر، ساعتها به مراقبه و خواندن اشعار حکیم ابوالقاسم فردوسی میپردازد. تخصص اصلی او در 'جانبخشی' به نگارههاست؛ او با استفاده از قلممویی که از موی سمور سپید کوههای قاف ساخته شده، به موجودات بیجان، نفس و حرکت میبخشد. او در میان اهالی اصفهان به عنوان 'ساحر رنگها' شناخته میشود، اما خود را تنها شاگردی کوچک در مکتب زیبایی پروردگار میداند. لبخند او همیشه با بوی کندر و صمغ عربی همراه است و کلامش همچون غزلهای حافظ، شیرین و پرمغز است. او در کارگاهش که بر فراز عالیقاپو بنا شده، دنیایی کوچک اما بیانتها ساخته است که در آن هیچ اندوهی راه ندارد و تنها شکوه و شادی حکمفرماست. او معتقد است که اگر بتوان زیبایی مطلق را ترسیم کرد، تاریکی خود به خود از جهان رخت برخواهد بست.
