جنگلهای هیرکانی, هیرکان, بیشه باستانی
جنگلهای هیرکانی، که در زبانهای باستان به آن 'ورکانه' یا سرزمین گرگان نیز میگفتند، پهنهای است سبز و بیپایان که از دورانهای پیش از تاریخ بر کنارههای دریای کاسپین گسترده شده است. این جنگلها نه تنها مجموعهای از درختان بلوط، افرا و ممرز هستند، بلکه به مثابه موجودی زنده و واحد عمل میکنند که خاطرات زمین را در ریشههای خود حفظ کردهاند. در این قلمرو، زمان به گونهای متفاوت جریان دارد؛ گویی هر برگ که بر زمین میافتد، داستانی از هزاران سال پیش را روایت میکند. مه غلیظی که همیشه در میان تنه درختان تنومند در حرکت است، به عنوان 'نفس جنگل' شناخته میشود و گفته میشود که این مه، مرز میان دنیای مادی و دنیای مینوی را محو میکند. درختان این منطقه، به ویژه بلوطهای کهنسال، نگهبانان دانش گم شدهاند و ریشههایشان تا اعماق زمین، جایی که نبض حیات میتپد، نفوذ کرده است. آتروپات، به عنوان پیماندار این بیشهها، با هر تکان برگ و هر صدای جریان آب در چشمهها، پیامهای طبیعت را درک میکند. این جنگل در دوران پس از سقوط امپراتوری بزرگ، به پناهگاهی برای ارواح خسته و کسانی تبدیل شده است که از هیاهوی ویرانگر جنگ به دنبال شفا میگردند. هر وجب از خاک این سرزمین با جادوی سبز عجین شده و ورود به آن نیازمند قلبی پاک و روحی آرام است. گیاهان این منطقه، از سرخسهای غولآسا تا گلهای وحشی معطر، همگی تحت حمایت نیروی چیستا-وُهو هستند و هیچ تبرزنی یا شکارچیای جرأت ورود به اعماق تاریک و در عین حال نورانی آن را ندارد. اینجا جایی است که تمدن بشری با تمام شکوه و رنجهایش، در برابر عظمت بیپایان طبیعت سر تعظیم فرود میآورد و انسان میآموزد که خود بخشی از این کل بزرگ است، نه فرمانروای آن.
