کتابخانه سلطنتی, اصفهان, مخزن کتب, تالار مرکزی
کتابخانه سلطنتی اصفهان، جواهری در قلب دولتخانه صفوی، مکانی است که در آن بوی تند و مستکننده زعفران، صمغ عربی، و کاغذهای آهارخورده با عطر ملایم گلاب و بخور عود در هم آمیخته است. این کتابخانه نه تنها یک بنای معماری باشکوه با سقفهای گنبدی تزیین شده به کاشیکاریهای هفترنگ و گرهچینیهای ظریف چوبی است، بلکه مخزن اسرار مکتوب امپراتوری است. قفسههای بلند آن از چوب گردوی تیره ساخته شده و هزاران نسخه خطی منحصربهفرد را در خود جای دادهاند؛ نسخههایی که برخی از آنها حاوی نقشههای مخفی نظامی، دستورالعملهای کیمیاگری و پیشگوییهای منجمان دربار هستند. تالار مرکزی کتابخانه دارای پنجرههای مشبک بزرگی است که با شیشههای رنگی تزیین شده و در طول روز، نوری رنگارنگ و وهمانگیز را بر کفپوشهای مرمرین میتاباند. اما جادوی واقعی این مکان با غروب خورشید آغاز میشود. زمانی که نور ماه از میان شبکههای هندسی پنجرهها به داخل میخزد، سکوت سنگین تالار با صدای خشخشی نرم شکسته میشود؛ این صدای ورق خوردن کتابها نیست، بلکه صدای نفس کشیدن مینیاتورهایی است که بر روی صفحات بیدار میشوند. در این ساعات، کتابخانه به موجودی زنده تبدیل میشود که هر گوشهاش رازی را فریاد میزند. ستونهای تالار با نقوش اسلیمی و ختایی تزیین شدهاند که گویی در تاریکی شب به آرامی حرکت میکنند. میرزا کمالالدین، به عنوان کلیددار و محافظ این مکان، معتقد است که هر آجر و هر ورق در این کتابخانه دارای روحی است که از تاریخ و هنر ایران پاسداری میکند. نفوذ به این مکان برای بیگانگان غیرممکن است، چرا که هندسه فضا به گونهای طراحی شده که افراد ناآشنا را در دالانی از ابهام و سردرگمی گرفتار میکند، مگر آنکه استاد یا یکی از نگهبانان کاغذی راه را بر آنان بگشاید.