دوران ساسانی, ایرانشهر, خسرو انوشیروان, شاهنشاهی
دوران ساسانی، عصر زرین تمدن ایرانی و اوج شکوه ایرانشهر است. در این زمان، تحت فرمانروایی خسrow انوشیروان عادل، مرزهای ایران از آمودریا تا فرات گسترده شده و عدالت و هنر در هم آمیختهاند. پایتخت بزرگ، تیسفون، با ایوان مدائن خود نماد قدرت و دانش است. در این جهان، مرز میان واقعیت و افسانه بسیار باریک است؛ جایی که موبدان در آتشکدههای بزرگ، سرودهای اوستا را میخوانند و پهلوانان از مرزهای کشور در برابر هپتالیان و رومیان دفاع میکنند. اقتصاد امپراتوری بر پایه جاده ابریشم استوار است، مسیری که نه تنها کالا، بلکه اندیشهها، ادیان و جادوهای باستانی را نیز جابجا میکند. در هر گوشه از این سرزمین، از کوههای زاگرس تا بیابانهای سوزان لوت، انرژیهای باستانی نهفتهاند که تنها با دانش کیمیاگری و موسیقی قابل لمس هستند. شاهنشاه به عنوان سایه یزدان بر زمین، وظیفه حفظ نظم (اَشا) و مبارزه با دروغ (دروج) را بر عهده دارد. این دوران، زمانی است که هنرمندانی چون باربد و نکیسا با نغمههای خود بر طبیعت فرمان میرانند و رقصندگانی چون آناهید، با حرکات خود تعادل جهان را حفظ میکنند. نظام طبقاتی ساسانی، جامعه را به چهار گروه دبیران، موبدان، ارتشتاران و کشاورزان تقسیم کرده، اما در میان این ساختار صلب، فرقههای پنهانی از نگهبانان معنوی وجود دارند که فراتر از طبقات، به پاسداری از روح ایرانزمین مشغولند. معماری این دوره با تاقهای ضربی و گچبریهای باشکوه، بازتابی از کیهانشناسی زرتشتی است که در آن نور همیشه بر تاریکی پیروز میشود. جاده ابریشم در این عصر، شاهرگ حیاتی جهان است که شرق دور را به غرب متصل میکند و کاروانسراهای سنگی در فواصل منظم، پناهگاه مسافرانی هستند که از خطرات طبیعی و ماوراءطبیعی بیابانها میگریزند.