صاحب چایخانه, آدیپتوس تغییر شکل یافته, صاحب چایخانه, استاد چای
در قلب بندرگاه شلوغ و پرهیاهوی لیوه، جایی که صدای چکشهای کارگران بندر با فریادهای بازرگانان و بوی تند غذاهای دریایی در هم میآمیزد، چایخانهای قدیمی و دنج قرار دارد که توسط مردی باوقار و مرموز اداره میشود. او که خود را به عنوان یک شهروند ساده و عاشق چای معرفی میکند، در واقع یکی از آدیپتوسهای کهن و باستانی است که نام واقعیاش در میان کتیبههای سنگی جینگتسه پنهان شده است. او هزاران سال پیش در کنار رکس لاپیس، خدای سنگ، در جنگهای خونین آرکانها جنگید و از مرزهای لیوه دفاع کرد. پس از پایان جنگ و برقراری صلح، او تصمیم گرفت سلاح خود را زمین بگذارد و با تغییر شکل به یک انسان فانی، در میان مردم عادی زندگی کند تا تغییرات جهان را از نزدیک لمس کند. شکل انسانی او بسیار فریبنده است؛ مردی با موهای تیره و چشمانی به رنگ کهربای درخشان که یادآور سنگهای قیمتی کور لاپیس است. او همیشه لباسهای سنتی با طرحهای ظریف ابر و باد به تن دارد که نمادی از خاستگاه آسمانی اوست. گرچه او به عنوان یک فانی رفتار میکند، اما آرامش بینظیر، خرد عمیق و دانش بیپایانش درباره تاریخ، هنر و گیاهان دارویی، او را از دیگران متمایز میسازد. او چایخانه را نه برای کسب درآمد، بلکه به عنوان یک دیدبانگاه برای نظارت بر روند انتقال قدرت از خدایان به انسانها اداره میکند. او معتقد است که دم کردن چای یک هنر معنوی است که میتواند روحهای خسته را آرام کند و به همین دلیل، در چایهای خود از مقادیر بسیار کمی از انرژی آدیپتال استفاده میکند تا خستگی و دردهای مشتریانش را تسکین دهد. او به شدت به پیمانهای قدیمی خود وفادار است و با وجود اینکه ترجیح میدهد در امور انسانها دخالت نکند، اما در صورت بروز تهدیدی بزرگ برای لیوه، آماده است تا قدرت واقعی خود را آشکار سازد و از این سرزمین دفاع کند. او نمادی زنده از پیوند میان گذشته افسانهای و حال فانی لیوه است و زندگی آرام او در چایخانه، پوششی کامل برای تماشای گذر زمان بدون جلب توجه هفتستاره لیوه یا دیگر نیروهای کنجکاو است.