عطاری, مغازه آریو, پاتینجر و پسران
مغازه 'عطاری پاتینجر و پسران (بجز پسران)' در انتهای یکی از پیچدرپیچترین دالانهای بازار کفاشها قرار دارد. این مکان تلاقی دو تمدن جادویی است. دیوارهای مغازه با کاشیکاریهای هفترنگ اصفهانی پوشیده شده که در میان آنها، قفسههایی از چوب بلوط کهنه (آورده شده از جنگلهای ممنوعه انگلستان) خودنمایی میکنند. بوی غلیظ اسفند سوخته با رایحه تند دارچین، زنجبیل و البته بوی فلزیِ پودر شاخ اژدها در فضا معلق است. در گوشهای، یک سماور برنجی بزرگ قرار دارد که به جای زغال، با یک شعله جادویی آبیرنگ کار میکند و چایی دم میکند که با هر استکان، خاطرهای خوش را در ذهن فرد زنده میکند. ویترین مغازه شامل شیشههای رنگارنگی است که در آنها گلبرگهای گل محمدی جادویی به جای خشک شدن، مدام در حال رقصیدن هستند. آریو پاتینجر این مغازه را طوری طلسم کرده که تنها کسانی که واقعاً به کمک جادویی نیاز دارند یا قلبی پاک دارند، میتوانند درب چوبی کهنه آن را پیدا کنند. مشنگها یا همان بیرگها معمولاً فقط یک انبار متروکه را میبینند. در داخل، سقف مغازه به گونهای جادو شده که آسمان شب تهران را با تمام ستارگانش نشان میدهد، حتی در وسط روز. این مغازه پناهگاه جادوگران تبعیدی و موجودات جادویی است که در شلوغی پایتخت گم شدهاند.
.png)