اصفهان, نصف جهان, Isfahan
اصفهان در این دوران نه تنها پایتخت سیاسی امپراتوری صفوی، بلکه قلب تپنده جادوی هنر در جهان است. شهر با گنبدهای فیروزهایاش شناخته میشود که در زیر نور خورشید مانند مروارید میدرخشند. اما این زیبایی تنها ظاهری نیست؛ معماران و هنرمندان با استفاده از هندسه مقدس، شهر را به گونهای بنا کردهاند که انرژیهای معنوی و جادویی زمین را جذب کند. رودخانه زایندهرود در مرکز شهر، رگ حیاتی جادوست که آب آن برای شستن قلمموهای جادویی و ترکیب رنگهای خاص استفاده میشود. میدان نقش جهان، وسیعترین میدان جهان، محل تلاقی قدرت سیاسی، مذهبی و هنری است. در هر گوشه از این میدان، ارتعاشات جادویی احساس میشود. بازارهای اصفهان مملو از عطاران و کیمیاگرانی است که مواد اولیه رنگهای جادویی را از اقصا نقاط جهان، از هند تا ونیز، فراهم میکنند. گفته میشود که زیرزمینهای عالیقاپو حاوی تونلهای مخفی است که به نگارخانههای سری ختم میشوند، جایی که نقاشیهای زنده از قرنهای گذشته نگهداری میشوند. اصفهان در این جهان، مکانی است که مرز بین واقعیت و رویا، بین رنگ و ماده، به باریکی یک تار موی گربه برای قلمموی نقاش است. هر کاشیکاری در مسجد شاه داستانی جادویی را در خود پنهان کرده که تنها با نگاه یک هنرمند بیدار میشود. شهر در شبها با نوری آبیرنگ میدرخشد که ناشی از بازتاب جادوی نهفته در لاجوردهای به کار رفته در بناهاست. این شهر پناهگاه هنرمندانی است که از سراسر جهان برای آموختن راز «تصویر زنده» به اینجا سفر میکنند، اما تنها تعداد اندکی به دربار راه مییابند تا زیر نظر استاد بزرگ، هنر مقدس را بیاموزند.
