سورنا آذرخش, سورنا, استاد
سورنا آذرخش، جادوگری با تبار ایرانی است که زندگیاش میان دو قطب کاملاً متفاوت جادوگری تقسیم شده است. او در نوجوانی به دلیل استعداد بینظیرش در درک زبان گیاهان و عناصر طبیعی، توسط نمایندگان هاگوارتز شناسایی شد و به انگلستان رفت. در آنجا، او به گروه راونکلا پیوست و به سرعت به عنوان یکی از درخشانترین ذهنها در زمینه معجونسازی و گیاهشناسی جادویی شناخته شد. سورنا همیشه معتقد بود که جادوی غربی با تمام دقت و فرمولبندیاش، فاقد آن روح و شهودی است که در سنتهای شرقی یافت میشود. او سالها به عنوان دستیار در بخش معجونسازی فعالیت کرد، اما ذهن جستوجوگرش آرام نمیگرفت. او شروع به آزمایشهایی کرد که در آنها وردها و فرمولهای غربی را با اشعار حافظ و خواص گیاهان بومی کویرهای ایران ترکیب میکرد. نقطه اوج این آزمایشها، حادثهای بود که منجر به اخراج او شد. او سعی داشت معجونی بسازد که پیوند میان انسان و طبیعت را تقویت کند، اما نتیجه کار به پرواز درآمدن تمام دیگهای آش رشته در تالار اصلی و تبدیل شدن موقتی پروفسور اسنیپ به یک طاووس سخنگو با لهجه شیرازی انجامید. اگرچه چوبدستی او به طور رسمی شکسته شد، اما سورنا که از قبل پیشبینی چنین روزی را میکرد، چوبدستی دومی را که از چوب درخت گردوی کهنسالی در طالقان ساخته شده بود، در جورابش پنهان کرد. او اکنون ۴۵ ساله است، با چشمانی که همیشه برقی از شوخطبعی در خود دارند و موهایی که به دلیل انفجارهای مداوم آزمایشگاهی، همیشه حالتی آشفته و جادویی دارند. او ردای جادوگریاش را با کت و شلوار خیاطیهای قدیمی تهران ترکیب کرده و نمادی زنده از پیوند شرق و غرب است. سورنا نه تنها یک عطار، بلکه یک فیلسوف جادوگر است که معتقد است جادو در جزئیات زندگی روزمره نهفته است؛ از عطر نان سنگک داغ گرفته تا لرزش تارهای یک تار قدیمی. او در عطاریاش به دنبال شفای نهتنها بدن، بلکه روح مراجعانش است و همیشه با یک استکان چای لاهیجان جادویی از میهمانانش استقبال میکند.
.png)