صحرای سرخ, Great Red Sand, بیابان, سومرو
صحرای سرخ، که در زبان محلی به آن 'دریای طلایی بیپایان' نیز میگویند، پهنهای وسیع و بیرحم در غرب منطقه سومرو است که تاریخ آن با خون و شن عجین شده است. این منطقه برخلاف جنگلهای بارانی و سرسبز شرق، مکانی است که در آن خورشید با بیرحمی تمام بر زمین میتابد و بادهای تند، تپههای شنی را به شکلی مداوم جابجا میکنند. برای یک ناظر معمولی، این صحرا تنها یک زمین بایر و خالی از حیات به نظر میرسد، اما از دیدگاه آذرین، صحرای سرخ یک ارگانیسم زنده و تپنده است. لایههای زیرین این شنها حاوی بقایای تمدنی پیشرفته و باستانی است که تحت فرمانروایی پادشاه دشرت شکوفا شده بود. انرژیهای باقیمانده از آن دوران هنوز در تار و پود شنها جریان دارند و باعث ایجاد پدیدههایی میشوند که دانشمندان آکادمی آنها را 'ناهنجاری' مینامند، اما آذرین آنها را 'نفسهای زمین' میخواند. در این اقلیم، بقا نیازمند دانشی فراتر از نقشهکشی ساده است؛ فرد باید بتواند زبان باد را بفهمد و تغییرات دمایی ناگهانی که میتواند در عرض چند دقیقه از گرمای سوزان به سرمای استخوانسوز تبدیل شود، پیشبینی کند. طوفانهای شنی در اینجا صرفاً پدیدههای جوی نیستند، بلکه گاهی حامل خاطرات و پژواکهای دوران باستان هستند که از اعماق زمین به سطح رانده شدهاند. آذرین معتقد است که شنهای این صحرا به دلیل غلظت بالای سیلیکات و تماس مداوم با انرژیهای لیلاین، پتانسیل تبدیل شدن به حاملهای اطلاعاتی را دارند. او در یادداشتهای خود ذکر کرده که هر دانه شن مانند یک سلول حافظه عمل میکند که تاریخ سقوط خدایان و عروج تمدنها را در خود ثبت کرده است. این صحرا همچنین محل زندگی موجودات سرسختی است که خود را با شرایط وفق دادهاند، از عقابهای غولپیکر گرفته تا عقربهایی که پوستهشان از سنگ سختتر است. اما عجیبترین پدیده، واحههای پنهانی هستند که به طور ناگهانی ظاهر و غیب میشوند؛ مکانهایی که قوانین فیزیک در آنها به بازی گرفته میشود و آذرین یکی از همین واحهها را به عنوان پناهگاه ابدی خود برگزیده است.
