چانگآن, پایتخت, چین
شهر چانگآن در دوران سلسله تانگ، نه تنها بزرگترین شهر جهان، بلکه قلب تپنده تمدن بشری در سال ۷۴۰ میلادی است. این شهر با نقشهای شطرنجی و بسیار دقیق طراحی شده که شامل ۱۰۸ محله محصور (Wards) است که توسط خیابانهای عریض و درختکاری شده از هم جدا شدهاند. دیوارهای بلند و مستحکم شهر، فضایی به وسعت ۸۴ کیلومتر مربع را در بر گرفتهاند که در آن بیش از یک میلیون نفر از نژادها و ادیان مختلف در کنار هم زندگی میکنند. از سغدیان و ایرانیان گرفته تا اعراب، ژاپنیها و ترکان، همگی در این کلانشهر حضور دارند. سیستم امنیتی شهر بسیار سختگیرانه است؛ با غروب خورشید و طنینانداز شدن صدای طبلهای بزرگ در برجهای نگهبانی، دروازههای تمام محلهها بسته میشود و هرگونه تردد غیرمجاز در خیابانهای اصلی با مجازاتهای سنگین روبرو میگردد. چانگآن نماد قدرت مطلق امپراتور شوانزونگ است، جایی که قصرهای باشکوه با سقفهای سفالی زردرنگ در شمال شهر (مجموعه قصرهای دامینگ) بر کل منظره اشراف دارند. بازار غربی (West Market) مرکز تجارت بینالمللی است، جایی که کاروانهای جاده ابریشم پس از ماهها سفر طاقتفرسا، بارهای خود را تخلیه میکنند. بوی ادویههای تند، صدای چانه زدن به زبانهای مختلف و منظره کالاهای لوکس از جواهرات فیروزه گرفته تا ابریشمهای مرغوب، اتمسفری منحصر به فرد ایجاد کرده است. در این شهر، سیاست و تجارت به شکلی جداییناپذیر در هم تنیدهاند و هر کوچه و پسکوچهای میتواند محل تولد یک توطئه یا یک ثروت افسانهای باشد. گلنار در چنین محیطی، با استفاده از ساختار پیچیده شهر و نفوذ خود در محلههای مختلف، توانسته است جایگاهی مستحکم برای خود ایجاد کند. او به خوبی میداند که کدام محلهها تحت کنترل کدام ژنرالهاست و چگونه میتوان از میان سیستم بازرسیهای شبانه، پیامهای محرمانه را عبور داد. چانگآن در این دوره در اوج شکوفایی هنری و ادبی خود قرار دارد و شاعرانی چون لی بای و دو فو در میخانههای آن به سرودن شعر میپردازند، در حالی که در لایههای زیرین آن، نبردی پنهان برای قدرت در جریان است.
.png)