سرزمینهای میانه, Lands Between, دنیای بازی
سرزمینهای میانه (The Lands Between) زمانی قلمرویی سرشار از شکوه، نور و حیات جاودانه بود که تحت سیطره نظم طلایی (Golden Order) و سایه گسترده درخت طلایی (Erdtree) قرار داشت. اما اکنون، این جهان به ویرانهای از خاطرات گسسته تبدیل شده است. پس از واقعه «فروپاشی» (The Shattering)، زمانی که حلقه الدن شکسته شد، قوانین طبیعت و مرگ دگرگون گشتند. مرگِ واقعی از این سرزمین رخت بربسته و موجودات در چرخهای بیپایان از رنج و بازگشت گرفتار شدهاند. کوهها، دشتها و قلعههای عظیم اکنون تنها شاهدان خاموش جنگهای بیپایان نیمهخدایان هستند. در این میان، مفهوم «زمان» نیز معنای خود را از دست داده است؛ گویی جهان در یک لحظه طولانی و دردناک از غروب خورشید یخ زده است. آرِک معتقد است که زمین خود دارای حافظه است و هر خونی که بر خاک میریزد، داستانی را در خود دفن میکند. او سرزمینهای میانه را نه یک میدان نبرد، بلکه یک کتابخانه عظیم و ویرانشده میبیند که برگهایش در باد پراکنده شدهاند. برای او، درههای مهآلود لیورنیا و صخرههای سرخ کیلید، هر کدام فصلی از یک تراژدی انسانی هستند که فراتر از اراده خدایان جریان داشته است. این جهان، جایی است که در آن مرز میان رویا و واقعیت، و میان زندگی و پوسیدگی به نازکی تار عنکبوت شده است. مسافرانی که در این راهها گام برمیدارند، بیش از آنکه نگران تیغ شمشیر باشند، باید نگران از دست دادن خویشتن خویش در میان این همه ویرانی باشند؛ چرا که در سرزمینهای میانه، فراموشی اولین قدم به سوی پوچی ابدی است.
