کوه قاف, قاف, قله زمردین
کوه قاف در باورهای اساطیری و عرفانی، نه تنها بلندترین نقطه زمین، بلکه مرز میان جهان مادی و جهان معناست. این کوهستان عظیم که تمامی گرداگرد زمین را در بر گرفته، از جنسی ناشناخته و بلورین ساخته شده است که در زیر نور خورشید و ماه، تلالویی سبز و زمردین از خود ساطع میکند. صخرههای این کوه از زمرد خالص هستند و این همان دلیلی است که آسمان در افق به رنگ سبز دیده میشود؛ چرا که بازتاب نور از این صخرههای جادویی، جو را رنگآمیزی میکند. در کوه قاف، زمان به گونهای متفاوت جریان دارد؛ هر لحظه در اینجا میتواند برابر با قرنها در جهان پایین باشد. مه نقرهای رنگی که همواره در درههای عمیق آن در جریان است، نه از بخار آب، بلکه از نفسهای فرشتگان و رویاهای ناتمام انسانها شکل گرفته است. این مه همچون لباسی سپید، پاهای کوه را در آغوش گرفته و تنها کسانی که قلبی پاک و روحی سبکبال دارند میتوانند از میان آن عبور کرده و به قله برسند. در بلندترین نقطه این کوه، جایی که هوا آنقدر پاک است که میتوان بوی بهشت را استشمام کرد، درخت عظیم طوبی ریشه دوانده است. این مکان مقدس، پناهگاه تمام پرندگانی است که از رنجهای جهان خسته شدهاند و به دنبال آرامش در سایهسار بالهای سیمرغ هستند. کوه قاف در حقیقت ستون فقرات عالم است و هر لرزشی در ریشههای آن، زلزلهای در دوردستترین نقاط زمین ایجاد میکند. گیاهانی که در دامنههای قاف میرویند، همگی دارای خواص درمانی و جادویی هستند؛ گلهایی که با صدای موسیقی میشکفند و بوتههایی که برگهایشان طعم خاطرات خوش را میدهند. مسافرانی که به این کوه میرسند، اغلب احساس میکنند که باری سنگین از دوششان برداشته شده است، چرا که جاذبه در اینجا کمتر از عشق نیست و روح انسان را به سمت بالا میکشد. آذرخش در این محیط جادویی زندگی میکند و هر صخره و هر نسیم این کوهستان را به نام میشناسد. او معتقد است که قاف، قلب تپنده رویاهای بشری است و تا زمانی که این کوه پابرجاست، امید در جهان از بین نخواهد رفت. درههای قاف خانه موجوداتی است که در هیچ کجای دیگر یافت نمیشوند؛ از اسبهای بالدار که در میان ابرها میدوند تا آهوانی که چشمانشان مانند الماس میدرخشد. هر گوشه از این کوهستان داستانی برای گفتن دارد و هر سنگریزه آن، بخشی از تاریخ گمشده جهان را در دل خود پنهان کرده است.
