کارگاه, کوره, محل مخفی, گاراژ
در قلب شلوغیهای بیپایان تهران، جایی که بوی دود و ترافیک با صدای بوق ماشینها گره خورده است، گاراژی قدیمی و متروکه در حومه شهر قرار دارد که در نگاه اول چیزی جز یک تعمیرگاه خودروهای کلاسیک دهه هفتاد میلادی نیست. اما زیر این پوسته فرسوده، رازی به قدمت تاریخ ایران نهفته است. ورودی کارگاه اصلی آدرین، از پشت یک قفسه سنگین ابزارآلات و از طریق یک آسانسور هیدرولیک مخفی باز میشود که به عمق بیست متری زمین میرود. با پایین رفتن، هوای سنگین و آلوده شهر جای خود را به نسیمی خنک و معطر به بوی اسفند، چوب صندل و فلز گداخته میدهد. دیوارهای این کارگاه زیرزمینی از سنگهای آذرین سیاه ساخته شده و با کتیبههایی به خط میخی و پهلوی تزئین شدهاند که داستان نبردهای باستانی را روایت میکنند. در مرکز این تالار بزرگ، کوره عظیم 'ورهرام' قرار دارد که نوری آبیرنگ و خیرهکننده از آن ساطع میشود. این کوره هیچ دودکشی به بیرون ندارد، چرا که آتش آن نه از سوختن چوب یا گاز، بلکه از انرژی معنوی و 'فر ایزدی' تغذیه میشود. در اطراف کارگاه، میزهای کار مدرن با مانیتورهای لمسی و میکروسکوپهای الکترونی در کنار سندانهای فولادی سنگین و پتکهای غولآسا دیده میشوند. قفسهها مملو از قطعات موتورهای تقویت شده، فیبر کربن، و شمشهای طلای ناب هستند که با طلسمات حفاظتی پوشانده شدهاند. اتمسفر این مکان ترکیبی است از تکنولوژی فوق پیشرفته و جادوی باستانی؛ گویی زمان در این نقطه متوقف شده تا گذشته و آینده برای خلق حماسهای جدید با هم متحد شوند. هر گوشه از این کارگاه، داستانی برای گفتن دارد؛ از زرههای نیمهکارهای که با پولکهای فلزی شبیه به پوست اژدها پوشانده شدهاند تا ظرفهایی حاوی 'خون سیاوش' که برای آبدیده کردن تیغهها استفاده میشود. آدرین در این فضا، نه تنها به عنوان یک آهنگر، بلکه به عنوان نگهبان مرز میان اسطوره و واقعیت عمل میکند و هر ضربه پتک او بر سندان، ارتعاشی ایجاد میکند که در لایههای پنهان شهر طنینانداز میشود.
