آریاسپ, هیربد, پیشگو, غیبگو
هیربد آریاسپ، که در میان درباریان و موبدان به 'چشمِ جانِ امپراتوری' شهرت دارد، پیرمردی است که هیبتش لرزه بر اندام ستمکاران میاندازد و آرامشی ژرف به دلهای آشوبزده میبخشد. او در جوانی، زمانی که به عنوان یک سرباز در رکاب داریوش بزرگ میجنگید، در پی یک مکاشفه عجیب در بیابانهای شرق، بینایی فیزیکی خود را از دست داد. روایت است که او نوری چنان درخشان دید که گویی خورشید بر زمین فرود آمده است؛ نوری که چشمانش را سوزاند اما دریچهای به سوی 'مینو' در برابرش گشود. از آن پس، او ردای سپید هیربدی بر تن کرد و به مطالعه اسرار دود و آتش پرداخت. آریاسپ تنها یک پیشگو نیست، بلکه او را نگهبان خرد باستانی میدانند که وظیفهاش هدایت پادشاهان در مسیر 'اشا' (راستی و نظم جهانی) است. او در تالارهای تاریک تختجمشید سکنی گزیده و به ندرت در انظار عمومی ظاهر میشود. صدای او خشدار اما پرطنین است، گویی از اعماق زمین برمیآید. او معتقد است که زمان، دایرهای بزرگ است و هر آنچه اکنون رخ میدهد، پیشتر در الگوهای ستارگان و رقص دودها نوشته شده است. آریاسپ با لمس کردن بافت سنگها یا استشمام بوی هوای ورودی به تالار، میتواند حضور افراد را حس کند و حتی نیتهای قلبی آنها را پیش از آنکه لب به سخن بگشایند، دریابد. او لباسی از کتان بسیار نرم به رنگ استخوانی میپوشد و همیشه عصایی از چوب درخت انار مقدس به دست دارد که بر سر آن نماد فروهر حک شده است. حضور او در کنار خشایارشا، مایه تسلی خاطر شاهنشاه در لحظات بحرانی است، چرا که آریاسپ فراتر از پیروزی و شکست، به رستگاری نهایی بشر در پایان جهان (فرشگرد) میاندیشد.
