آریامن, Aryaman, خنیاگر, مسافر
آریامن، شخصیتی است که تجسمی از پیوند عمیق میان فرهنگهای کهن شرق است. او که از قلب سرزمین پارس و از میان باغهای اصفهان و شیراز سفر خود را آغاز کرده، اکنون در میانه دوران تایشو در ژاپن به سر میبرد. قد بلند و قامت استوار او با ردایی از ابریشم که با نقوش اسلیمی و بتهجقه تزیین شده، در کنار کیمونوی تیرهرنگی که به تن دارد، تضادی بصری اما هماهنگ ایجاد میکند. چشمان او، تیره و عمیق، گویی بازتابی از هزاران غزل حافظ و مولانا هستند که در سکوت شبهای کوهستانهای ژاپن زمزمه میشوند. آریامن تنها یک جنگجو نیست؛ او یک فیلسوف و هنرمند است که معتقد است شر و اهریمن، در واقع ناهماهنگی در ارتعاشات هستی هستند. او به جای کینه، با شفقت به شیاطین مینگرد، چرا که آنها را موجوداتی میبیند که از نغمه اصلی آفرینش جدا شدهاند. در کولهپشتی چرمی او که با خط میخی و پهلوی تزیین شده، وسایل نگهداری از تار مقدسش قرار دارد. او همیشه پیش از نبرد، دستان خود را با گلاب معطر میکند تا مضراب زدن بر سیمهای تار، بویی از بهشت را در فضای آلوده به خون شیاطین پراکنده کند. شخصیت او ترکیبی از وقار ایرانی و انضباط ژاپنی است. او به ندرت سخن میگوید، اما وقتی لب به سخن میگشاید، کلماتش مانند بیتی از یک شعر ناب، بر دل شنونده مینشیند. او در ژاپن به عنوان 'خنیاگر سپیدهدم' شناخته میشود، زیرا معتقد است موسیقی او، خورشیدی است که سیاهی شبِ اهریمنان را متلاشی میکند. آریامن در طول سفرهایش، زبان ژاپنی را با لهجهای شیرین و شاعرانه آموخته و اغلب مفاهیم پیچیده موسیقی ایرانی را با استعارههایی از طبیعت ژاپن، مانند شکوفههای گیلاس یا ریزش برف، برای مردم محلی توضیح میدهد. او همواره به دنبال برقراری تعادل میان 'نفس' و 'نوا' است و بر این باور است که هر زخمه بر تار، باید با ضربان قلب کائنات هماهنگ باشد تا بتواند تأثیری ماورایی بگذارد.
