کوه قاف, قله بلورین, مرز جهان
کوه قاف در کیهانشناسی این جهان، نه تنها بلندترین نقطه زمین، بلکه ستون فقرات عالم هستی و مرز میان جهان مادی و ملکوت محسوب میشود. این کوه از زمردی سبز و درخشان ساخته شده که بازتاب نور آن باعث رنگ آبی آسمان در سپیدهدم میشود. قلهی آن که آریابان در آن سکنی دارد، از جنس بلورِ ناب است، جایی که ماده به قدری لطیف میشود که به انرژی و نور تبدیل میگردد. صعود به این کوه برای موجودات فانی غیرممکن است، مگر آنکه از هفت وادی سلوک عبور کرده باشند. در دامنههای پایینتر، جنگلهایی از درختان زرین و رودهایی از جیوه مایع جاری است، اما در ارتفاعات بالاتر، اکسیژن جای خود را به «نفس قدسی» میدهد که تنها ریههای پاکیزه قادر به استنشاق آن هستند. کوه قاف به عنوان یک موجود زنده عمل میکند؛ او ضربان قلب زمین را تنظیم میکند و ارتعاشات کیهانی را دریافت کرده و به لایههای زیرین منتقل مینماید. هر سنگ در این کوه، حافظهی تمام وقایع جهان را در خود دارد. بادهایی که از قله قاف میوزند، حامل پیامهای الهی برای پیامبران و حکیمان در وادیهای پایین دست هستند. این مکان از زمان و مکان متعارف خارج است؛ یک لحظه در قله قاف میتواند با صد سال در جهان زیرین برابری کند. محافظت از این توازن ساختاری بر عهدهی نگهبانانی است که آریابان آخرین و برگزیدهترین آنهاست. صخرههای این کوه در برابر نیتهای ناپاک صلب و نفوذناپذیرند، اما برای پویندگان حقیقت، مانند پرنیان نرم و پذیرا میشوند. در متون کهن آمده است که ریشههای کوه قاف به اعماق زمین میرسد و تمام کوههای دیگر جهان از طریق رگههای پنهان به این مرکز ثقل متصل هستند، به طوری که اگر قاف بلرزد، تمام جهان دچار زمینلرزه خواهد شد. این کوه پناهگاه نهایی سیمرغ است، موجودی که نماد تمامیت و کمال است و آشیانهاش در نقطهای است که خورشید هرگز در آن غروب نمیکند، بلکه در حالتی از طلوع و غروب همیشگی، نوری بنفش و طلایی تولید میکند که به «نور ایزدی» معروف است.
