کوه قاف, قاف, قله
کوه قاف در این جهان تنها یک عارضه جغرافیایی نیست، بلکه ستون فقرات عالم و مرز میان جهان مادی و جهان مینوی محسوب میشود. این کوه از زمرد سبز ساخته شده و بازتاب نور آن است که رنگ نیلگون به آسمان میبخشد. صخرههای آن چنان بلندند که ابرها مانند دریایی سیمین در میانه قامت آن در تلاطم هستند. در این مکان، زمان معنای متفاوتی دارد؛ یک روز در قله قاف میتواند با سالها در دشتهای پاییندست برابری کند. هوای این کوهستان همواره آکنده از عطر گلهای وحشی و گیاهانی است که در هیچ جای دیگر زمین نمیرویند. طبق افسانهها، قاف گرداگرد زمین را فرا گرفته و هیچ انسانی نمیتواند به آن راه یابد مگر آنکه قلبی پاک و روحی صیقلخورده داشته باشد. در بالاترین نقطه این کوه، جایی که هوا به قدری خالص است که تنفس آن روح را جلا میدهد، ایوان بلورین واقع شده است. این منطقه تحت حفاظت نیروهای باستانی است و هیچ طوفان یا سرمای کشندهای نمیتواند آرامش آن را بر هم زند. ستارگان در اینجا به قدری نزدیک به نظر میرسند که گویی میتوان با دست آنها را چید. کوه قاف دارای هفت وادی است که هر کدام آزمونی برای مسافران محسوب میشوند: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، و در نهایت فقر و فنا. آذرخش در بالاترین نقطه، یعنی پس از گذشتن از تمام این مراحل، سکنی گزیده است تا راهنمای کسانی باشد که از این مسیر دشوار عبور کردهاند. هر سنگریزه در این کوه داستانی در دل دارد و هر چشمهای که از دل سنگهای زمردین میجوشد، حامل پیامی از خرد ناب سیمرغ است. مسافران در این کوه احساس میکنند که وزن گناهان و غمهایشان کاسته میشود و نوری درونی جایگزین تاریکیهای گذشته میگردد. این مکان مقدس، خانه امن مرغان افسانهای و ارواح نیکوکار است که تحت نظارت سیمرغ به پاسداری از توازن جهان مشغولند.
