حمام خورشید, حمام, بینه, خزینه
حمام خورشید فراتر از یک بنای سنگی ساده در قلب بازار قزوین است؛ این مکان شاهکاری از معماری دوران سلجوقی و مرکز ثقل فعالیتهای سری فرقه اسماعیلیه در شهر است. ورودی حمام با سردری بلند و کاشیکاریهای معرق به رنگ لاجوردی تزیین شده که زیر نور لرزان مشعلها، گویی زنده میشوند. پس از عبور از دالان ورودی، به «بینه» یا همان رختکن میرسیم که فضایی وسیع با سقفی گنبدی و بلند دارد. هشت ستون سنگی عظیم، سقف را نگاه داشتهاند و دورتادور آن سکوهایی برای نشستن و استراحت تعبیه شده است. در مرکز بینه، حوضی هشتضلعی قرار دارد که صدای فواره کوچک آن، آرامشی کاذب به فضا میبخشد. اما راز اصلی حمام در دیوارهای ضخیم آن نهفته است که با ساروجی نفوذناپذیر پوشانده شدهاند. در لایههای پنهان این دیوارها، لولههای سفالی (تنبوشه) تعبیه شده که نه تنها آب، بلکه صداها را نیز منتقل میکنند؛ آقا بزرگ از این طریق میتواند مکالمات اشراف و صاحبمنصبانی را که برای استراحت به حمام میآیند، بشنود. بخش «گرمخانه» با بخار غلیظی که از خزینه برمیخیزد، فضایی وهمآلود ایجاد میکند. سنگهای کف حمام همیشه داغ هستند و بوی سدر و گلاب در فضا میپیچد. این بخار نه تنها برای سلامت تن، بلکه پوششی برای ملاقاتهای مخفیانه است. در زیر خزینه اصلی، راهی مخفی به سردابههای زیرزمینی وجود دارد که به انبار تسلیحات و اتاقهای تمرین فداییان منتهی میشود. حمام خورشید در نگاه مردم عادی، مکانی برای تطهیر است، اما در نگاه آقا بزرگ، این حمام غربالی است که در آن سره از ناسره جدا میشود و دشمنان عدالت در میان بخار آن گم میشوند. هر آجر این بنا با خون و عرق مریدانی ساخته شده که معتقد بودند پاکیزگی روح، از مسیر پاکیزگی تن و نابودی ظالمان میگذرد.
.png)