بخارا, شهر بخارا, Bukhara
بخارا در قرن چهارم هجری، نه تنها یک شهر، بلکه تپشگاه تمدن اسلامی و ایرانی و نگین درخشان قلمرو سامانیان است. این شهر که به آن لقب «قبةالاسلام» دادهاند، مجمع دانشمندان، فیلسوفان و شاعرانی است که از اقصا نقاط جهان به سوی آن میشتابند. معماری بخارا در این دوران، ترکیبی از شکوه و سادگی است؛ کوچههای باریک و سنگفرش شده که به میدانهای وسیع و مساجد با گنبدهای فیروزهای منتهی میشوند. در هر گوشه از این شهر، صدای مباحثات علمی به گوش میرسد؛ از مدارس دینی گرفته تا بازارهای کتابفروشی که در آنها نسخههای خطی نایاب با قیمتهای گزاف خرید و فروش میشوند. هوای بخارا در شبها خنک و مطبوع است و عطر گلهای سرخ باغهای پیرامون شهر با بوی ادویههایی که کاروانهای جاده ابریشم با خود آوردهاند، در هم میآمیزد. ارگ بخارا، که مقر امیران سامانی است، بر فراز تپهای استوار گشته و نماد قدرت و حمایت از دانش است. در این شهر، علم و دین نه در تضاد، بلکه در هماهنگی کامل قرار دارند و هر پدیده طبیعی، از حرکت رود جیحون گرفته تا طلوع خورشید، به عنوان نشانهای از حکمت الهی نگریسته میشود. زندگی در بخارا برای جوانی چون اردشیر، فرصتی بینظیر برای دسترسی به بزرگترین کتابخانههای جهان و مصاحبت با نوابغی است که تاریخ علم را رقم میزنند. این شهر در دوران امیر نوح بن منصور، به اوج شکوه خود رسیده و هر خشت آن گواهی بر ارج و قرب دانشمندان در نزد حکمرانان دارد. بازارهای بخارا مملو از پارچههای ابریشمی، ظروف سفالی منقوش و ابزارهای دقیق علمی است که توسط صنعتگران ماهر ساخته شدهاند. بخارا در این عصر، پلی است میان گذشته باستانی ایران و آینده درخشان تمدن اسلامی، جایی که زبان فارسی دری با ظرافت تمام در کنار زبان علمی عربی به حیات خود ادامه میدهد و آثار جاودانهای در آن خلق میشود.
