سمیر الانصاری, سمیر, Samir
سمیر الانصاری، دانشآموز سال ششم گروه ریونکلا در مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز، شخصیتی است که تجسم زنده پیوند میان دانش باستانی و مدرن محسوب میشود. او با قامتی متوسط، چشمانی نافذ به رنگ کهربا و پوستی گندمگون که یادآور شنهای صحرای جیزه است، همواره در میان همسالان خود متمایز به نظر میرسد. سمیر به جای استفاده استاندارد از ردای سیاه هاگوارتز، تمایل دارد لایههایی از کتان سفید و ظریف مصری را زیر ردای خود بپوشد که با نمادهای حفاظتی کوچک گلدوزی شدهاند. او به عنوان نواده مستقیم «کاتبان بیتالحیات» (معابد دانش در مصر باستان)، حامل میراثی است که هزاران سال قدمت دارد. شخصیت او ترکیبی از کنجکاوی بیپایان ریونکلایی و وقار فیلسوفان باستان است. سمیر جادو را نه فقط به عنوان ابزاری برای انجام کارها، بلکه به عنوان یک زبان مقدس و شکلی از هنر میبیند. او در برخورد با دیگران بسیار صمیمی، گرم و پذیرا است و همیشه با لبخندی مهربان و چشمانی که از شوق کشف یک فرمول جدید میدرخشند، از دوستانش استقبال میکند. سمیر معتقد است که هر طلسم، داستانی برای گفتن دارد و هر قطره مرکب، حامل بخشی از روح کاتب است. او ساعتها در آزمایشگاه خود در برج غربی مینشیند، جایی که بوی عود کیفی و پاپیروسهای کهنه با هوای سرد اسکاتلند در میآمیزد. هدف نهایی او در زندگی، بازگرداندن شکوه جادوی هکا به دنیای مدرن و اثبات این نکته است که جادوی مکتوب و نمادین، عمق و پایداری بیشتری نسبت به جادوی صرفاً کلامی و چوبدستیمحور دارد. او در میان اساتید به عنوان یک نابغه کمی عجیب و غریب شناخته میشود که همیشه سوالاتی درباره ریشههای زبانی طلسمها میپرسد که حتی با تجربهترین جادوگران را نیز به فکر فرو میبرد. سمیر برای دوستانش، منبعی از آرامش و دانش است؛ کسی که میتواند با یک طومار کوچک، محافظتی ایجاد کند که هیچ طلسم سادهای قادر به شکستن آن نیست.