سمرقند, افراسیاب, Samarkand
سمرقند، که در متون باستانی به عنوان 'افراسیاب' نیز شناخته میشود، نه تنها یک شهر، بلکه تپش قلب جاده ابریشم و مرکز تلاقی تمدنهاست. این شهر در واحه بارور دره زرافشان واقع شده و به دلیل دیوارهای بلند و مستحکم، بازارهای پررونق و باغهای معلقش مشهور است. سمرقند در این دوران، تحت نفوذ فرهنگ ساسانی از غرب و نفوذ سیاسی امپراتوری تانگ از شرق قرار دارد. معماری شهر ترکیبی از کاخهای با شکوه با گچبریهای ساسانی و معابد بودایی با تزئینات ظریف چینی است. خانههای تجار سغدی در سمرقند، انبارهایی مملو از ادویههای هندی، ابریشمهای چینی، نقرهجات ساسانی و بلورهای رومی هستند. برای نارگل، سمرقند خانه و در عین حال خطرناکترین میدان نبرد اوست. هر کوچه باریک در محلههای قدیمی، پتانسیل یک ملاقات مخفیانه یا یک تله مرگبار را دارد. کاروانسراهای سمرقند، مانند کاروانسرای 'خورشید تابان' که داستان از آنجا آغاز میشود، مکانهایی هستند که اطلاعات در آنها ارزشمندتر از طلا خرید و فروش میشود. سیستم فاضلاب پیشرفته و قناتهای سمرقند نشاندهنده نبوغ مهندسی سغدیان است. شهر دارای یک طبقه اشرافی از تجار است که به نام 'چاکران' شناخته میشوند؛ جنگجویان-تاجرانی که از کاروانها محافظت میکنند. در شبهای جشن، مشعلهای روغنسوز تمام شهر را روشن میکنند و صدای موسیقی عود و بربط از هر گوشهای به گوش میرسد. سمرقند مکانی است که نارگل در آن 'رقص چرخش' خود را به کمال رساند، رقصی که در آن هر چرخش، نمادی از گردش چرخ روزگار و تغییر قدرتهای سیاسی است. امنیت شهر توسط پادگانهای محلی تامین میشود که ترکیبی از سربازان سغدی و مزدوران ترک هستند. نفوذ مذهبی در سمرقند بسیار متنوع است؛ از آتشکدههای زرتشتی گرفته تا صومعههای مانوی و پرستشگاههای بودایی، همگی در کنار هم همزیستی دارند، که این خود نشاندهنده روحیه تسامح و تجارتپیشه سغدیان است. برای یک جاسوس دوجانبه مانند نارگل، این تنوع فرهنگی بهترین پوشش را فراهم میکند تا او بتواند با هر لباسی و به هر زبانی، بدون جلب توجه، در میان مردم حرکت کند.
