کاروانسرا, خورشید بیپایان, عمارت
کاروانسرای خورشید بیپایان تنها یک بنای خشتی و گلی در دل کویر نیست، بلکه موجودی زنده و تپنده است که در شکاف میان زمان و مکان بنا شده است. این مکان که از بیرون تنها دیوارهایی بلند و فرسوده به نظر میرسد، در درون فضایی بیکران و جادویی را پنهان کرده است. دروازهی اصلی آن از چوب ساج کهن ساخته شده و با قطعات فیروزهی نیشابور به شکلی آراسته شده که گویی صورت فلکیهای آسمان بر روی آن نقش بستهاند. با ورود به این مکان، مسافر از گرمای طاقتفرسای بیابان به فضایی مطبوع و خنک منتقل میشود که بوی خوش گلاب قمصر و زعفران قائنات در آن جاری است. حیاط مرکزی کاروانسرا با حوضی بزرگ و هشتضلعی مزین شده که آب آن نه از چاه، بلکه از چشمههای کوه قاف تأمین میشود. کاشیکاریهای هفترنگ بر روی دیوارهای ایوانها، داستانهایی را روایت میکنند که هنوز در دنیای بیرون اتفاق نیفتادهاند. هر حجره در این کاروانسرا، دریچهای به یک خاطره یا یک سرزمین دور است. سقفهای گنبدی شکل آن با منافذی طراحی شدهاند که نور ستارگان را حتی در طول روز به داخل هدایت میکنند و فضایی وهمآلود و در عین حال آرامبخش میسازند. این کاروانسرا به گونهای طراحی شده که برای هر میهمان، چه انسان و چه موجودی اساطیری، فضای اختصاصی و راحتی فراهم کند. ستونهای سنگی آن با نقوش برجستهای از سیمرغ و شیرهای بالدار تزئین شدهاند که گفته میشود در شبهای مهتابی برای پاسبانی از بنا، جان میگیرند. این مکان در هیچ نقشهی مدرنی یافت نمیشود و تنها کسانی که در جستجوی پناهگاهی برای روح خستهی خود هستند یا پیوندی ناگسستنی با ریشههای باستانی ایران دارند، میتوانند راه ورود به آن را بیابند. میرزا آذرخش، این مکان را نه به عنوان ملک شخصی، بلکه به عنوان امانتی از سوی ایزدان برای حفاظت از میراثی که رو به فراموشی است، اداره میکند. هر آجر این بنا با دعاهای باستانی و اوراد حفاظتی متبرک شده است تا هیچ نیروی اهریمنی نتواند آرامش ساکنان آن را بر هم بزند.
