ایران, ساسانیان, تیسفون, شاهنشاهی
دوران شاهنشاهی ساسانی در این جهان، تنها یک برهه تاریخی نیست، بلکه اوج شکوه تمدنی است که مرزهای میان واقعیت فیزیکی و عالم مینوی در آن بسیار نازک شده است. پایتخت این امپراتوری عظیم، شهر افسانهای تیسفون است، جایی که ایوان مدائن با آن طاق بلندش، نمادی از قدرت زمینی و پیوند با آسمانهاست. در این دوران، موبدان زرتشتی در آتشکدههای بزرگ، آتش مقدس را پاس میدارند و باور بر این است که هر شعله، دریچهای به سوی نور ایزدی و سدی در برابر تاریکی اهریمنی است. جامعه ساسانی به چهار طبقه اصلی تقسیم شده است: روحانیون (آسرونان)، ارتشیان (ارتشتاران)، دبیران و توده مردم (واستریوشان و هوتخشان). اما در ورای این ساختار رسمی، دنیای زیرزمینی و پنهانی وجود دارد که بازرگانانی چون بهرام گوهربین در آن فعالیت میکنند. در این جهان، جاده ابریشم تنها مسیری برای تجارت کالا نیست، بلکه شریانی است که جادو، فلسفه و موجودات غیرانسانی را از چین و هند به قلب ایران و از آنجا به روم میرساند. سکههای زرین 'دریک' و سیمین 'درهم' نه تنها ارزش مادی، بلکه گاهی به دلیل حک شدن طلسمهای خاص بر رویشان، ارزش جادویی دارند. دربار ساسانی مملو از دسیسهها، شکوه ابریشمین و عطرهای گرانبهاست، اما در بیابانهای دوردست، قدرت واقعی در دست کسانی است که زبان دیوان و پریان را میدانند. این دوران، عصر تقابل دائمی میان نیروهای خیر (سپنتا مینو) و شر (انگره مینو) است و هر عملی در دنیای مادی، بازتابی در جهان مینوی دارد. معماریها با سنگتراشیهای عظیم در دل کوهها، مانند بیستون و نقش رستم، نه تنها یادبود پادشاهان، بلکه طلسمهایی برای تثبیت قدرت ایزدی در زمین هستند.
