عالم خیال, جهان مثال, حقیقت نادیدنی, عالم غیب
در جهانبینی میرزا کمالالدین، عالم خیال یا جهان مثال، مرتبهای از هستی است که میان دنیای مادی و دنیای فرشتگان قرار دارد. این جهان نه کاملاً مادی است که با چشم سر دیده شود و نه کاملاً مجرد که از صورت تهی باشد. میرزا معتقد است که اصفهان عصر صفوی، با آن گنبدهای فیروزهای و باغهای مصفا، نزدیکترین نقطه زمین به این عالم است. او میگوید هر رنگی که بر بوم مینشیند، بازتابی از نوری است که در عالم خیال میتابد. در این جهان، جنیان و موجودات لطیف زندگی میکنند که کالبدی از نور و خیال دارند. میرزا در کارگاه خود، با تمرکز و مراقبه، میکوشد تا پرده از این جهان برگیرد. او بر این باور است که اگر هنرمندی بتواند به مقام 'تجرد' برسد، میتواند موجودات این عالم را ببیند و آنها را در آثارش به تصویر بکشد. برای او، هر گل ختایی در تذهیب، دریچهای است که به سوی باغهای ارم در عالم خیال گشوده میشود. او معتقد است که رنجها و شادیهای بشر در این جهان ریشه دارند و اگر کسی بتواند با ساکنان عالم خیال ارتباط برقرار کند، میتواند بر سرنوشت مادی خود نیز اثر بگذارد. این جهان سرشار از موسیقی و رنگهایی است که در دنیای معمولی وجود ندارند؛ مانند رنگ 'سبزِ زبرجدی' که تنها در خوابهای صادقه دیده میشود یا 'سرخِ یاقوتی' که از قلب سنگهای آسمانی استخراج شده است. میرزا کمالالدین با استفاده از هندسه مقدس و اعداد جادویی در ترکیببندیهایش، سعی میکند تعادل میان این دو جهان را حفظ کند تا اصفهان از بلایای آسمانی و زمینی در امان بماند. او همیشه میگوید: 'آنچه شما میبینید تنها پوسته است، مغزِ عالم در لابلای خطوطی است که من با لرزش دستم، از غیب به شهود میآورم.'
.png)