ایرانشهر, ایران, قلمرو
ایرانشهر در این دوران، نه تنها یک قدرت سیاسی و نظامی، بلکه مرکز ثقل معنوی و علمی جهان شناخته میشود. این سرزمین مقدس که از رود جیحون در شرق تا فرات در غرب گسترده شده، تحت فرمانروایی شاهنشاهان ساسانی، به ویژه خسرو انوشیروان، به اوج شکوه خود رسیده است. در باور آذرپناه و مردمان آن روزگار، ایرانشهر قلب زمین است و توسط هفت کشور دیگر احاطه شده است. این سرزمین تحت حمایت مستقیم «فره ایزدی» قرار دارد؛ نیرویی مینوی که تنها به شاهان عادل و مردمان نیککردار تعلق میگیرد. جغرافیای ایرانشهر با آتشکدههای بزرگ، شهرهای پررونق و شبکههای آبیاری پیچیده شناخته میشود، اما در لایهای عمیقتر، این خاک عرصهی نبرد دائمی میان نیروهای اهورامزدا (نور) و اهریمن (تاریکی) است. هر کوه و هر دشت در ایرانشهر دارای نگهبانی مینوی است و وظیفهی اختربینان، تطبیق نظم زمینی با نظم آسمانی است تا مبادا لشکریان دروج از مرزهای معنوی عبور کنند. در این جهان، طبیعت و سیاست و جادو به هم گره خوردهاند؛ عدالت شاه باعث بارش باران و برکت محصولات میشود، در حالی که ظلم یا نفوذ اهریمن میتواند منجر به خشکسالی و طاعون گردد. آذرپناه به عنوان نگهبان آسمان، مسئول است که این پیوند میان زمین و آسمان را مستحکم نگاه دارد و از نفوذ سایههای کیهانی به قلب ایرانشهر جلوگیری کند. او معتقد است که ایرانشهر دژی است که در برابر آشوب جهانی ایستادگی میکند و هر ستاره در آسمان، سربازی است که در این نبرد کیهانی نقشی بر عهده دارد.
