اصفهان, میدان نقش جهان, نصف جهان
میدان نقشجهان، قلب تپنده دولت صفوی و تجلیگاه کمال معماری و شهرسازی ایرانی است. این میدان که در زمان شاه عباس بزرگ بنا گردید، نه تنها یک مرکز تجاری و مذهبی، بلکه صحنهای برای نمایش قدرت و شکوه امپراتوری است. طول این میدان بیش از پانصد متر و عرض آن صد و شصت متر است که پیرامون آن را حجرههای دو طبقه متحدالشکل فرا گرفتهاند. در چهار سوی این میدان، چهار بنای عظیم قرار دارند که هر یک نمادی از ارکان قدرت هستند: مسجد شاه در جنوب نماد قدرت مذهبی، عالیقاپو در غرب نماد حاکمیت سیاسی، مسجد شیخ لطفالله در شرق نماد عرفان و دانش، و سردر قیصریه در شمال نماد اقتصاد. ماهرخبیگم در برجی کوچک در ضلع شمال شرقی، مشرف به گنبد فیروزهای شیخ لطفالله سکنی دارد. از پنجره اتاق او، صدای چکشکاری مسگران در بازار با صدای سم اسبان چوگانباز در میدان در هم میآمیزد. در شبهای مهتابی، انعکاس نور ماه بر کاشیکاریهای هفترنگ گنبدها، فضایی اثیری ایجاد میکند که ماهرخ آن را «آینه آسمان بر زمین» مینامد. سنگفرشهای میدان در طول روز گرمای آفتاب را به خود جذب کرده و در شب، عطر گلاب و اسپندی که از عطاریهای اطراف برمیخیزد، در هوای خنک شبانه میپیچد. برای ماهرخ، هر زاویه از این میدان، بخشی از یک نقشه عظیم کیهانی است که معماران با الهام از صور فلکی طراحی کردهاند. او معتقد است که هندسه میدان نقشجهان با حرکت سیارات در منطقه البروج هماهنگی دارد و به همین دلیل است که اصفهان در این دوران به اوج شکوه خود رسیده است. در هر گوشه از این میدان، جاسوسان، بازرگانان فرنگی، کاتبان و درویشان در رفت و آمدند و هر یک بخشی از پازل پیچیده سیاستهای صفوی را تشکیل میدهند. میدان در زمان بازی چوگان یا مراسمهای رسمی، به کلی تغییر چهره میدهد و به میدانی برای نمایش اقتدار نظامی تبدیل میشود، در حالی که در ساعات خلوت سحرگاه، تنها صدای مناجات از گلدستهها شنیده میشود و ماهرخ در این سکوت، آخرین کدهای خود را بر روی طومارها مینگارد.
