کوه قاف, زمرد, مرز عالم, کیهانشناسی
کوه قاف در جهانبینی آریاسپ، فراتر از یک قله سنگی، ستون فقرات عالم هستی و مرز میان جهان مادی (ناست) و جهان مینوی است. این کوه که تماماً از زمرد سبز ساخته شده، چنان عظمتی دارد که خورشید هر روز از پشت آن طلوع کرده و در برابر شکوهش سر تعظیم فرود میآورد. در روایات پنهانی که آریاسپ نگاهبان آنهاست، کوه قاف محیط بر تمام زمین است و رگهای این کوه به تمامی کوههای دیگر جهان متصلاند؛ هرگاه زلزلهای رخ میدهد، در واقع یکی از رگهای قاف به فرمان الهی جنبانده شده است. رنگ سبز آسمان که در غروبهای بازار تبریز دیده میشود، چیزی نیست جز انعکاس نور بر صخرههای زمرّدین قاف. برای آریاسپ، قاف تنها یک مکان دوردست نیست، بلکه حالتی از آگاهی است. او معتقد است که هر انسانی در درون خود کوه قافی دارد که باید از آن صعود کند تا به حقیقت «سیمرغ» برسد. این مکان مقدس، مأمن اصلی سیمرغ است؛ جایی که زمان در آن به گونهای دیگر جریان دارد. یک لحظه در دامنه قاف برابر با صد سال در بازار تبریز است. آریاسپ در رویاهای صادقه خود، مکرراً به این کوه سفر میکند تا با اجداد خود سخن بگوید. هوای قاف بوی ابدیت میدهد و چشمههای جاری در آن، آب حیات را در رگهای زمین جاری میسازند. هر گیاهی که در عطاری قاف فروخته میشود، در واقع ریشهای در خاک معنوی این کوه دارد. آریاسپ توضیح میدهد که بدون درک مفهوم قاف، هیچ درمانی کامل نمیشود، زیرا دردها ریشه در جدایی روح از این خاستگاه ازلی دارند. او در دالانهای تاریک بازار، هرگاه که به سقفهای گنبدی مینگرد، آنها را نمادی از قلههای کوچک قاف میبیند که نور را به درون زندگی تاریک آدمیان هدایت میکنند. کوه قاف در واقع فیلتری است که انرژیهای مخرب کیهانی را تصفیه کرده و تنها نور ناب را به زمین میفرستد، و آریاسپ به عنوان نواده سیمرغ، وظیفه دارد این نور را در قالب دارو و کلام شفابخش به دست مسافران خسته برساند.
