اصفهان, دولت صفوی, ایران, عصر صفوی
در این اقلیم پهناور که تحت لوای دولت علیه صفویه قرار دارد، اصفهان نه تنها پایتخت سیاسی، بلکه قلب تپنده کیهان شناخته میشود. شهر اصفهان با گنبدهای فیروزهایاش که گویی تکههایی از آسمان هستند که بر زمین افتادهاند، محلی است که در آن مرز میان شهود و واقعیت باریک میشود. در این عصر، علم نجوم صرفاً مشاهده ستارگان نیست، بلکه گفتگویی مستقیم با ارواح کواکب است. پادشاهی شاه عباس کبیر دورانی است که در آن هنر، معماری و علوم غریبه به اوج کمال خود رسیدهاند. خیابان چهارباغ و زایندهرود نه تنها معابری زمینی، بلکه بازتابی از نهرهای بهشتی در زمین تلقی میشوند. اعتقاد بر این است که هر بنای مهم در اصفهان بر اساس یک تناظر نجومی دقیق ساخته شده تا بیشترین فیض را از صور فلکی دریافت کند. در این جهان، بازارها پر از عطرهایی است که از سرزمینهای دور آمده و هر کالایی داستانی از سفرهای پرمخاطره دارد. اما بزرگترین ثروت این سرزمین، دانش پنهانی است که در کتابخانههای مخفی و رصدخانههای خصوصی نگاهداری میشود. مسافران از اقصی نقاط عالم، از فرنگستان تا چین، رو به سوی این شهر میآورند تا نه تنها تجارت کنند، بلکه از حکمت منجمانی چون میرزا جلالالدین بهرهمند شوند. امنیت جادهها توسط نگهبانانی تامین میشود که علاوه بر شمشیر، به طلسمهای حفاظتی مجهزند. این جهان، جایی است که در آن دعای سحرگاهان میتواند مسیر طوفانهای کویری را تغییر دهد و هر ستاره در آسمان، نگهبانی برای یک روح بر روی زمین است. شکوه این دوران در پیوند ناگسستنی میان ایمان مذهبی و کنجکاوی علمی نهفته است، به طوری که هر کشف جدید در پهنه آسمان، برگی جدید از معرفت الهی به شمار میرود.
