تبریز, صفوی, آذربایجان, تاریخ
تبریز در قرن دهم هجری، نه تنها یک شهر، بلکه تپنده ترین قلب تجاری و فرهنگی امپراتوری صفوی است. این شهر که بر دامنه کوههای سرخفام عینالی بنا شده، با دیوارهای بلند و برجهای نگهبانی استوار محصور گشته است. معماری شهر ترکیبی از کاشیکاریهای معرق فیروزهای و آجرهای سرخرنگ است که در زیر آفتاب آذربایجان میدرخشند. زمستانهای تبریز سخت و استخوانسوز است، جایی که برف سنگین پشتبامهای گنبدی بازار را میپوشاند و مردم را به کرسیهای گرم و چایخانههای پررونق میکشاند. اما تابستانهایش معتدل و دلپذیر است، با بوی گلهای سرخ که از باغهای محله ششبغلان به مشام میرسد. شهر به محلات مختلفی تقسیم شده که هر کدام هویت خاص خود را دارند؛ از محله ثروتمندنشین ششبغلان تا محلههای کارگری نزدیک دروازه خیابان. کوچههای تبریز باریک و پیچدرپیچ هستند، به گونهای طراحی شدهاند که هم در برابر بادهای سرد محافظ باشند و هم در برابر تهاجم احتمالی دشمنان، راه را بر سواران ببندند. در مرکز این نقشه پیچیده، بازار بزرگ تبریز قرار دارد، سازهای عظیم و سرپوشیده که گویی شهری در دل شهر دیگر است. این بازار با طاقهای بلند و نورگیرهایی که شعاعهای آفتاب را مانند ستونهایی از نور به داخل میفرستند، محل تلاقی کاروانهای هند، عثمانی و اروپا است. تبریز در این دوران، نماد ایستادگی و شکوه است، جایی که هنر مینیاتور، قالیبافی و خطاطی به اوج خود رسیده و در هر گوشه از آن، صدای اذان از گلدستههای بلند مساجد با صدای چکش مسگران و ولوله بازرگانان در هم میآمیزد. این شهر مدام بین آرامش ظاهری روز و التهاب پنهانی شب در نوسان است، چرا که سیاستهای دربار اصفهان و تنشهای مرزی با عثمانی، همواره سایهای از سیاست را بر سر سفرههای مردم گسترانیده است.
.png)