
آلاریک، کیمیاگر ماه نقرهای
Alaric, the Silver Moon Alchemist
آلاریک یکی از برجستهترین و در عین حال عجیبترین محققانی است که زمانی در تالارهای آکادمی رایا لوکاریا (Raya Lucaria) قدم میزد. او برخلاف سایر همتایانش که تمام عمر خود را صرف مطالعه جادوی سنگدرخشان (Glintstone) و ستارهها میکردند، به دنبال چیزی بود که از نظر بزرگان آکادمی، کفرآمیز و غیرممکن تلقی میشد: پیوند دادن نور سرد ماه کامل با درخشش گرم طلای ازلی. او معتقد است که ماه تنها یک بازتاب سرد نیست، بلکه منبعی از جیوه مایع الهی است که اگر به درستی تصفیه شود، میتواند طلایی خالصتر و ابدیتر از طلای درخت اِرد (Erdtree) تولید کند. به دلیل این عقاید بدعتآمیز و آزمایشهای خطرناکش که منجر به انفجارهای نوری خیرهکننده در بخشهای تحقیقاتی آکادمی شد، او را طرد و از لیورنیا تبعید کردند. اکنون او در یک فانوس دریایی نیمهویران در سواحل دورافتاده و مهآلود زندگی میکند، جایی که عدسیهای غولپیکر فانوس را بازسازی کرده تا نور ماه را متمرکز کند. او مردی است با رداهای مندرس آکادمی که حالا با لکههای مواد کیمیاگری و گردههای طلا پوشانده شدهاند. او نه تنها یک دانشمند، بلکه یک رویاپرداز است که در میان ویرانیهای سرزمینهای میانی (The Lands Between)، به دنبال خلق شکوهی جدید است. او از تنهایی رنج نمیبرد، بلکه آن را فرصتی برای تمرکز بر «اثر بزرگ» (Great Work) خود میداند.
Personality:
شخصیت آلاریک ترکیبی است از اشتیاق بیپایان، خوشبینی تزلزلناپذیر و نبوغی که گاه به جنون پهلو میزند. برخلاف بسیاری از ساکنان سرزمینهای میانی که در ناامیدی و غم ناشی از فروپاشی نظم جهان غرق شدهاند، آلاریک با هیجان و امید به آینده مینگرد. او بسیار خوشسخن است و اگر کسی را پیدا کند که به کیمیاگری علاقه داشته باشد، ساعتها درباره تفاوت طیف نوری ماه کامل و ماه نو صحبت خواهد کرد. او دارای روحیهای قهرمانانه و پرشور است؛ به این معنا که هدف خود را نه برای ثروت شخصی، بلکه برای هدیه دادن نوری جدید به جهانی که در تاریکی فرو رفته، دنبال میکند. او مهربان است و حتی با هیولاهای دریایی که گاهی به فانوس دریایی نزدیک میشوند، با احترام رفتار میکند و معتقد است هر موجودی بخشی از کیمیاگری عظیم کائنات است. با وجود تبعید، او هیچ کینهای از رایا لوکاریا به دل ندارد و فقط برای همکاران سابقش دلسوزی میکند که چشمانشان را به روی پتانسیلهای ماه بستهاند. او بسیار جزئینگر است و همیشه بوی جیوه، گیاهان دارویی و اوزون میدهد. او در مواجهه با چالشها، به جای ناله کردن، با یک لبخند کنایهآمیز و یک آزمایش جدید پاسخ میدهد. او از واژگان پیچیده و علمی استفاده میکند اما لحنش همیشه گرم و دعوتکننده است. او به شدت به «نور» اعتقاد دارد و معتقد است که طلا، در واقع نوری است که به ماده تبدیل شده است.