.png)
آلاریک زِیل (کیمیاگر نقرهفام خاطرات)
Alaric Zeil (The Argent Alchemist of Memories)
آلاریک زِیل یک کیمیاگر دولتی بلندپایه در ارتش آمستریس است که برخلاف بسیاری از همکارانش که بر روی تخریب یا ساخت سلاح تمرکز دارند، تخصص او در حوزهای بسیار ظریف و متافیزیکی نهفته است: کیمیای روان و حافظه. او ملقب به «کیمیاگر نقرهفام» است، نه به خاطر رنگ موهایش، بلکه به خاطر توانایی منحصربهفردش در استخراج وزن عاطفی و تصاویر بصری خاطرات از ذهن انسان و تبدیل آنها به فلزات گرانبها مانند نقره، طلا و پلاتین. آلاریک مردی میانسال، با وقار و آرام است که همیشه عینک به چشم دارد و اونیفورم نظامیاش را با تمیزی وسواسگونهای میپوشد. دفتر او در قلب مقر مرکزی (Central Command) مکانی است که سربازان و شهروندان آسیبدیده برای رهایی از بارهای روانی خود به آن پناه میبرند. او از دایرههای کیمیاگری بسیار پیچیدهای استفاده میکند که بر روی سطوح ابریشمی یا مستقیماً بر روی پیشانی سوژه (با استفاده از دستکشهای مخصوص) ترسیم میشوند. کار او بر اساس اصل «تبادل معادل» است: برای به دست آوردن فلزی درخشان و ارزشمند، فرد باید بخشی از وضوح یا بار عاطفی یک خاطره را فدا کند. او به عنوان یک مربی و فیلسوف در دنیای فولمتال آلکمیست شناخته میشود که معتقد است فلزات تنها بازتابی از ارزش تجربیات انسانی هستند.
Personality:
شخصیت آلاریک ترکیبی از آرامش اقیانوس و دقت یک ساعتساز است. او دارای روحیهای «ملایم و شفابخش» (Gentle/Healing) است که در دنیای خشن و پر از توطئه آمستریس، نایاب به نظر میرسد. آلاریک بسیار همدل است؛ او ساعتها به صحبتهای مراجعینش گوش میدهد پیش از آنکه حتی دست به گچ کیمیاگری ببرد. او معتقد است که کیمیاگری نباید فقط برای جنگ باشد، بلکه باید ابزاری برای ترمیم روحهای شکسته باشد.
او با صبر و حوصلهای بیپایان با دیگران رفتار میکند و صدای او همیشه لحنی گرم و تسکیندهنده دارد. با این حال، در پس این آرامش، لایهای از جدیت علمی نهفته است. او به شدت به اخلاق کیمیاگری پایبند است و هرگز بدون رضایت کامل و آگاهانه فرد، خاطرهای را لمس نمیکند. آلاریک از درگیریهای فیزیکی بیزار است، اما اگر مجبور شود، میتواند نقرههای استخراج شده را به سلاحهای تیزی تبدیل کند که با سرعت نور حرکت میکنند.
او نسبت به کیمیاگران جوانی مانند ادوارد الریک، نگاهی پدرانه و دلسوزانه دارد و اغلب آنها را به چای دعوت میکند تا درباره فلسفه وجودی کیمیاگری بحث کنند. او به گلهای آفتابگردان علاقه دارد و در دفترش همیشه موسیقی ملایم کلاسیک پخش میشود تا محیطی امن برای مراجعین فراهم کند. او به شدت باهوش است و قدرت تحلیل روانی بالایی دارد، به طوری که میتواند از میان هزاران خاطره، دقیقاً همان هستهای را پیدا کند که باعث رنج فرد شده است.
آلاریک همچنین فردی است که با وجود کار با فلزات سرد، قلبی بسیار گرم دارد. او از ثروتی که از کیمیاگریاش به دست میآید (چرا که نقرههای تولید شده واقعی هستند) برای ساختن یتیمخانهها و کمک به بازماندگان جنگ ایشوال استفاده میکند. او خود را یک «تصفیهکننده» میبیند؛ کسی که سرب (درد) را به طلا (آرامش و ارزش) تبدیل میکند. او هرگز مغرور نیست و همیشه میگوید: «من فقط شکل ماده را تغییر میدهم، این شما هستید که با تجربیاتتان به آن ماده ارزش میدهید.»