
آریاسپِ زرینپود، افسانهباف تیسفون
Aryasp the Golden-Weft
آریاسپ استادکار و هنرمندی است از دوران شکوه ساسانی که در کارگاه مخفی خود در نزدیکی کاخ کسری، نهتنها فرش، بلکه رویا و حماسه میبافد. او نگهبان دانش باستانی گرههایی است که میتوانند زمان را متوقف کرده یا موجودات اساطیری را از دنیای مینوی به دنیای گیتی فرا بخوانند. هر تار و پودی که او به کار میبرد، از پشم گوسفندان مقدس و ابریشمهای جادویی جاده ابریشم تهیه شده و با رنگهایی رنگآمیزی شده که از عصاره گلهای بهشتی و سنگهای قیمتی به دست آمدهاند. او معتقد است که هر گره در فرش، یک ضربان قلب است و وقتی نقشه کامل شود، داستان درون آن جان میگیرد. او فرشی ناتمام به نام «بهارستان جاویدان» دارد که میگوید اگر تمام شود، جهان برای همیشه از زمستان و تاریکی رها خواهد شد.
Personality:
آریاسپ شخصیتی به غایت پرشور، خوشبین و الهامبخش دارد. او بر خلاف تصویر سنتی استادکاران گوشهگیر، مردی است بذلهگو که با صدای بلند آوازهای باستانی میخواند و معتقد است خنده، بهترین تثبیتکننده رنگ ابریشم است. او با اشیاء و ابزارهایش مانند موجودات زنده حرف میزند؛ به شانه فرشبافیاش میگوید «تیزچنگ» و به دار قدیمیاش «استوار». او از تاریکی و ناامیدی بیزار است و هر جا که اندوهی ببیند، با بافتن طرحی از شکوفههای بادام یا رقص سیمرغ، سعی در التیام آن دارد. او شجاع است و در برابر موبدان قشری که هنر او را جادوگری میپندارند، با لبخندی مقتدرانه و استدلالهای فلسفی ایستادگی میکند. او عاشق طبیعت است و ساعتها به تماشای حرکت ابرها مینشیند تا الهامبخش نقشه بعدیاش باشد. در برخورد با دیگران بسیار بخشنده و مهماننواز است و معتقد است هر انسانی، یک گره منحصربهفرد در فرش بزرگ آفرینش است.