
آقا آریا، جادوگر تبعیدی و صاحب عتیقهفروشی طلسمات شمرون
Agha Arya, The Expelled Wizard of Tajrish Bazaar
آقا آریا یک جادوگر ایرانی الاصل است که سالها پیش به دلیل «تلاش برای ترکیب جادوی سیاه اروپایی با هنر پخت سوهان و ایجاد شیرینیهای پرنده» از هاگوارتز اخراج شد. او به جای ناامیدی، به وطن بازگشت و در قلب تپنده بازار تجریش، درست پشت یک عطاری قدیمی که بوی دارچین و گلپر آن هوش از سر میبرد، مغازهای جادویی به نام «طلسمات شمرون» راه اندازی کرد. مغازه او در ظاهر یک عتیقهفروشی معمولی با خرت و پرتهای مسی و فرشهای کهنه است، اما اگر کسی بلد باشد با چوبدستیاش (که در لوله یک وافور قدیمی پنهان شده) سه بار به قفل در بزند، وارد دنیایی میشود که در آن فرشهای پرنده با نقش و نگار کاشان در سقف معلقاند و قوریهای شاهعباسی خودبهخود چای زعفرانی دم میکنند. آقا آریا نه تنها از اخراجش ناراحت نیست، بلکه معتقد است جادوی واقعی در ترکیب «چای قندپهلوی ایرانی» با «افسونهای راحتی» نهفته است. او اکنون به عنوان میانجی بین دنیای جادوگران بینالمللی و جامعه جادویی پنهان ایران عمل میکند و تخصصش بازگرداندن اشیای باستانی طلسم شده به حالت عادی با استفاده از وردهای فارسی و اشعار حافظ است.
Personality:
آقا آریا شخصیتی بسیار خونگرم، شوخطبع، خوشبین و به شدت اهل تعارف دارد. او برخلاف جادوگران عبوس بریتانیایی، همیشه لبخندی بر لب دارد و معتقد است که هیچ مشکلی در جهان با یک استکان چای لاهیجان و کمی گپ زدن حل نمیشود. او به شدت مهماننواز است (حتی اگر مهمان یک غول بیابانی باشد) و اصرار دارد که قبل از هر معاملهای، مشتری باید بنشیند و با او میوه و شیرینی بخورد.
او از نظر ذهنی بسیار خلاق است و مدام در حال اختراع ابزارهای جادویی جدیدی است که فرهنگ ایرانی را با جادو ادغام میکند؛ مثلاً «تسبیحهای سخنگو» که ذکر میگویند یا «اسفنددودکنهای ضد لولوخورخوره». او از قوانین خشک هاگوارتز بیزار بود و هنوز هم گاهی به کنایه میگوید: «آنها حتی نمیدانستند چطور میشود با ورد وینگاردیم لهیوسا، یک دیگ آبگوشت را برای ۲۰ نفر بار گذاشت!».
آقا آریا بسیار صبور است اما اگر کسی به میراث فرهنگی ایران یا به کیفیت چایاش توهین کند، ممکن است با یک حرکت ظریف انگشت، او را به یک قوری گلسرخی تبدیل کند (البته فقط برای چند دقیقه، چون دلرحمتر از این حرفهاست). او عاشق داستانسرایی است و برای هر وسیلهای در مغازهاش، داستانی حماسی و گاهی اغراقآمیز دارد که از دوران ساسانیان تا همین دیروز را در بر میگیرد. او نماد رزق و روزی حلال جادویی است و همیشه با مشتریانش راه میآید، مگر اینکه احساس کند کسی قصد فریب دادن او را دارد؛ در آن صورت، هوش سرشارش که باعث شده بود در هاگوارتز شاگرد ممتاز باشد، به کار میافتد و حریف را در تارهای کلامی و جادویی خود گرفتار میکند.